تبلیغات
رها اعتمادی

رها اعتمادی

پانته آ مدیری را بیشتر بشناسید

پانته آ مدیری را بیشتر بشناسید

پانته آ مدیری

وی متولد سال 1350 استان کرمانشاه محله فیض آباد است.

طایفه مدیری ها از طوایف یهودی در کرمانشاه به حساب می آید و پانته آ نیز یک یهودی زاده است.

پدر پانته آ، محسن مدیری از کارمندان ساواک در زمان محمد رضا پهلوی بود که بعد از انقلاب 57 خانه نشین شد.

او شاگرد و دست پرورده حسین همدانیان به شمار می رفت و کلیه کارهای اجرایی حسین همدانیان به دست پدر پانته آ (محسن مدیری) انجام می گرفت.

پانته آ از اعضای گروهکی است به نام (YFK ) که مخفف یهودیان فعال کرمانشاه است.

وی در حال حاظر  یکی از فعالان شبکه من وتو است که در دو برنامه این شبکه به نام های اتاق خبر و تونل زمان فعالیت دارد

(ادامه مطالب در پست های بعدی به اطلاع شما خواهد رسید)





  • نظرات() 
  • شبکه های ماهواره ای فارسی زبان چه اهدافی را دنبال می کنند


     

     

     

    آیا تا کنون به ظاهر افرادی که از کنارتان عبور میکنند توجه کرده اید؟

    آیا به وضعیت حجاب و پوشش دختران و پسران دقت کرده اید؟

    آیا به موارد عادی سازی روابط بین مردان و زنان محیط پیرامون خود برخورده اید؟

    آیا تا بحال با دختران پسرنما و پسران دخترنما برخورد داشته اید؟

    به نظر شما آیا خانواده ها خوابند و یا خود را به خواب زده اند؟؟؟؟؟

     

    در این گزیده به رویكرد برخی از شبكه‏ های ماهواره ای فارسی زبان از جمله: فارسی وان و  من و تو می پردازیم که هر چند کوتاه به امید اینکه شاید مفید فایده باشد و یا هشداری برای بعضی افراد جامعه باشد.

    این دو شبکه فارسی زبان که از طریق استعمار پیر یعنی انگلیس ساپورت مالی و معنوی میشوند با توجه به اینکه مدت کوتاهی است شروع به کار کرده اند اما با سیاستی که بصورت هدفمند دنبال می کنند با نشان دادن فیلم‏های سینمایی و سریال و برنامه های سرگرم کننده که بعضاً در قالب علمی و آموزشی است درصدد آن هستند که فرهنگ غرب را حساب شده و به بصورت نامحسوس و آرام آرام به جامعه ایرانی تزریق كنند و این القاء با کمی دقت در محتوای تمام برنامه‏ های این شبكه ها مشاهده می‏شود.

     



    البته باید اعتراف کرد که متاسفانه آنها در این کار خود تا حدودی موفق بوده اند و شاهد آن نیز تغییر رفتار و سبك زندگی در میان برخی از زنان و عمدتا جوانان جامعه ایرانی است  و این نشان می‏دهد كه هدف‏‏گزاری مدیران این شبكه ها كدام قشر از جامعه ایرانی را نشانه گرفته است.

    از جمله مواردی که در پیاده کردن اهدافشان میتوان به آن اشاره کرد انتخاب پوششهای نامناسب برای مجریان و بازیگران زن است که عمدتا بصورت نیمه عریان جلوی دوربین نمایان می شوند و یا پخش فیلمها و سریالهایی که پوشش زنان و دختران در آنها به گونه ای است که بعضاً با لباسهای زیر به نمایش کشیده می شوند در حالی که موضوعات آن کاملا تهی و بی محتواست و می توان به جد گفت که هیچ نکته آموزنده ای از آن فیلم ها و سریالها عائد انسان نمی شود. آنها سعی کرده اند با چاشنی‏هایی از جمله آشپزی، طنز و یا حتی آموزش رقص به جذب مخاطبانی من جمله «مادران و زنان» جامعه­ی ایران بپردازند که البته این کار از سوی دست اندرکاران این شبکه ها كاملا هدفمند و برنامه ریزی شده است و با هدف تغییر تدریجی پوشش زنان ایرانی و ترویج بی حیایی و بی حجابی و بی بند و باری و ... می باشد.

    در واقع هدف عمده‏ ی این برنامه ها عادی‏‏سازی روابط میان مرد و زن است و بازیگران در این برنامه ها عموماً از تعریف مسایل و رفتارهای غیرمتعارف خود ابایی ندارند و بعضاً روابط به گونه ای خودمانی است که انسان از شنیدن سخنان آنان و یا دیدن تصاویر آنها شرم دارد.

    در بیشتر برنامه‏ های این شبکه ها ناخودآگاه این نگاه القا می‏شود كه «زندگی می‏تواند لذت بخش‏تر از آنی كه هست باشد» و این نكته‏ی كلیدی و نهفته این برنامه‏ هاست. آنها به گونه ای اهداف و سیاست خود را به بیننده هایشان القا مینمایند که گویی زندگی آرمانی و به دور از هیچگونه دغدغه ای را دارند.

    شاید به نوعی تمركز خاص این شبكه بر مسایل تفریحی و سرگرمی، ناخودآگاه و طبیعتاً این چاشنی را به محتوای برنامه‏ ها بدهد، جنبش و سرخوشی كاذب جوانان خارج‏نشین و تلاشی كه برای شاد بودن، راحت بودن و رسیدن به موفقیت از خود نشان می‏دهند، عنصر بسیار تأثیرگذاری در جذابیت و محبوبیت این شبكه برای جوانان است.

    نكته­ی قابل تامل این است که این برنامه ها برای آشناسازی بیننده با زندگی ایرانیان خارج نشین، خلقیات آنان و شاید بتوان گفت، ایجاد تصویری از یك زندگی خوب و عادی در میان آنان است كه به شكلی غیرمستقیم، با ذهنیت قبلی بسیاری از ایرانیان مبنی بر زندگی سخت در غربت، به مبارزه بر می‏خیزد و یا حتی با به تصویر کشیدن قسمتی از زندگی آنان به نحوی سعی در ترغیب جوانان به مهاجرت به این کشور را دارند.

    در این زمینه میتوان به گزارشاتی اشاره کرد که از دانشگاههای شهرهای مختلف انگلیس تهیه میشود که در آن از دانشجویان ایرانی الاصل که در آن کشور اقامت گزیده اند و در رشته های مختلف در آنجا مشغول به تحصیل هستند که با به تصویر کشیدن آنها بنوعی جوانهای ایرانی را ترغیب و تشویق به مهاجرت به این کشور میکنند.

    استفاده از خوانندگان خارج‏نشین یکی دیگر از استراتژی های این شبكه ها است، که بعنوان مثال میتوان به خانم گوگوش اشاره کرد که با هزینه ای هنگفت به شبکه من وتو آمد و تنها با برگزاری یک آکادمی موسیقی پول کلانی را به جیب زد که البته این سیاست شبکه در جهت جذب مخاطب بیشتر بود و در راستای نیل به اهدافشان این هزینه ها برای این شبکه ها بسیار ناچیز است.


    در پایان متاسفانه باید گفت با کمی دقت و با چرخشی در کوچه و خیابان و بازارهای شهرهای مختلف همه چیز را خواهید دید و بر شما ثابت خواهد شد، کسی که ماهواره نگاه می کند سعی بر آن دارد تا از این قافله عقب نماند و خود را بصورت آنچه که در شبکه های ماهواره ای دیده است دربیاورد.



  • نظرات() 
  • شبکه انگلیسی من و تو1 تعطیل می شود!

     شبکه انگلیسی من و تو1 تعطیل می شود!


    کمتر از شش ماه از تاسیس من و تو 1و2 نگذشته بود که مخاطبان شبکه به یک نظر سنجی که توسط مدیران شبکه درصفحه اول سایت شبکه من و تو  قرار داده شده بود برخوردند

    عنوان این نظر سنجی این بود: گروه بیشماری از بینندگان من و تو خواهان یکی شدن دو شبکه من و تو 1 و من و تو 2 شده اند این نظر سنجی ساختگی دو گزینه بله و نه داشت.

    اکثر مخاطبان گزینه بله را انتخاب کردند و بالاترین آمار تایید را گزینه بله داشت.

    این امر، نشان از موافق بودن بیننده ها با ادغام این دو شبکه بود.

    این نظرسنجی بهانه ای شد برای ادغام شبکه من و تو 1 و 2

    مدیران شبکه من و تو اهداف و دلایل خود از ادغام این دو شبکه مسائل زیر دانستند.

      نظرسنجی در صفحه اول سایت که سندی بر خواسته های مخاطبین شبکه از مدیران آن بود.

      تسهیل و امکان پخش وسیعتر برای استفاده بیننده ها از برنامه های شبکه.

      امکان دیدن دو شبکه در ماهواره های دیگر(یوتلست و هاتبرد).

    اما در مورد نظر سنجی باید گفت: با این حال که ادغام دو شبکه من وتو 1 و 2 به گفته مدیران شبکه، به درخواست بیننده ها بود ولی اعتراض فراوان مخاطبان نشان از سوری و ساختگی بودن این نظر سنجی بود.

    اعتراض مخاطبان به جایی نرسید و موجب سرد شدن آنها از این شبکه و در نتیجه ریزش بیش از پیش مخاطبان شد.

    اما بحث تسهیل پخش: باید گفت اگر مدیران و دولتمردان انگلیسی از روز اول به دنبال راحتی خود بودند نمی بایست دو شبکه را تاسیس می کردند زیرا هر عقل سلیمی می داند که تاسیس دو شبکه سختر از یک شبکه است.

    اگر آنها قابلیت و توانایی اداره دو شبکه را نداشتند نمی بایستی از اول دو شبکه را تاسیس کرده و مخاطبان را به آن دلخوش می کردند.

    مگر اینکه قائل باشیم مانند نظر سنجی ها اهداف دیگری پشت پرده بوده است.

    حال این سوال در ذهن ایجاد می شود که چرا دولتمردان انگلیسی من و تو 2 را تاسیس کردند که بعد آن را تعطیل کنند؟

    بحث سوم یعنی امکان پخش در دو ماهواره دیگر: مسئولان این شبکه بهانه ادغام دو شبکه من و تو 1 و 2 را این عنوان کردند که به جای اینکه دو شبکه را در یک ماهواره داشته باشید می توانید یک شبکه را در دو ماهواره داشته باشید.

    خیلی ساده می توان در جواب آنها گفت چه اشکالی پیش می آید اگر دو شبکه را در دو ماهواره داشته باشیم؟

    پس این بهانه هایی که مسئولین این شبکه برای ادغام من و تو 1 و 2 می آورند بهانه ای است که حتی یک بچه سه چهار ساله نیز آن را باور نخواهد کرد.

    اما اگر اینها بهانه بود پس هدف چه بود؟

    به نظر من بحث چیز دیگری بود.

    با کمی مرور و دقت در محتوای برنامه های من و تو 1 می توان ابتذال ،مادی گرایی، گرایش به بی بندو باری،همجنسگرایی، ترویج شیطان پرستی، زندگی انگلیسی یا همان غربی و .... را به وضوح دید که به هر بهانه ای سعی شده در ذهن مخاطبان جای داده شود و با اولین نگاه می شود به این هدف اصلی صاحبان انگلیسی شبکه من و تو پی برد.

     

    اما از آنجایی که مسئولان مردم ایران را خوب شناخته اند می دانستند که مردم ایران به دنبال این گونه برنامه ها نخواهند رفت. فرهنگ و تمدن مردم ایران بسیار غنی و با قدمت هزاران ساله است و یک فرهنگی که تمدنش به بیش از 200 سال نمی رسد نمی تواند بر این فرهنگ غنی و قدیمی تاثیر بگذارد.

    فرهنگ و تمدن با گوشت و پوست این مردم آغشته شده است.

    به همین خاطر مدیران این شبکه انگلیسی برای جذب مخاطب شبکه من وتو 2 را تاسیس کردند. شبکه ای که دارای برنامه های مستند و علمی بود و مدیران انگلیسی این شبکه می دانستند با این محتوی، می شود طرفدار و مخاطبان بسیاری را در ایران جذب کرد.

    همین شد و افراد زیادی طرفدار این شبکه (من وتو 2) شدند.

    بعد از جذب مخاطب، زمان ادغام رسید. بهانه ادغام نیز که یک نظرسنجی کافی بود تا ظاهر قضیه حل شود.

    هدف از ادغام هم که کاملا مشخص بود. وقتی ادغام صورت می گرفت. مخاطبان من و تو 2 مجبور می شدند برای دیدن برنامه های خود مجبور شدند من وتو 1 را ببینند و البته دیدن همان و امکان تاثیر گرفتن نیز همان بود.

    دلیل حرف من هم همان اتفاقی است که به تازگی در انگلیس افتاد.

    مسئولان انگلیسی به تازگی قانونی در انگلیس تصویب کردند که گذاشتن پاکت سیگار در محل پیشخوان مغازه ها ممنوع شد زیرا دیدن سیگار موجب تحریک برخی مشتری ها شده موجب خریدن سیگار و سیگاری شدن آنها می شد.

    پس دیدن اینقدر تاثیر دارد. آنها به همین دلیل و هدف بیننده های من وتو 2 را مجبور به دیدن من و تو 1 کردن تا شاید برخی از آنها برنامه های من وتو 1 را ببینند و تاثیر بپذیرند.

    اما بعد از ادغام مخاطبان متوجه شدند که اکثر برنامه های این شبکه، غیر مستند است. از همان لحظه ریزش مخاطب این شبکه شروع شد. تا جایی که مدیران انگلیسی این شبکه احساس خطر کردند و برای جلوگیری از ریزش مخاطب و تعطیلی من و تو 1 مجبور شدند مستندهای من و تو 2 را جایگزین برنامه های سرگرمی و مبتذل نمایند.

    در حال حاضر شما شاهد پخش من و تو 2 در قالب من و تو 1 هستیم.

    این یعنی تعطیلی و به کما رفتن من وتو 1

    موفق باشید.

    منتظر حظور سبزتون هستم.



  • نظرات() 
  • پشت پرده سناریوی انگلیسی!

    پشت پرده سناریوی انگلیسی!

    بعد از تعطیلی شبکه انگلیسی من و تو 2 حجم اعتراضات شروع شد و افراد زیادی در سایت و فضای فیس بوک، تماس پیامگیر و .... به شبکه هجوم آوردند و اعتراض خود را مبنی بر حذف این شبکه اعلام کردند.

    درخواست آنها واضح و روشن بود. به جای من و تو2، من وتو1 حذف شود. اما بر خلاف نظر اکثر مخاطبان، شبکه من و تو 2 حذف شد و اعتراض مخاطبین نیز مثل سابق به جایی نرسید. معترضین کوچکترین اهمیتی به نظر سنجی سایت ندادند زیرا آن را مانند سایرنظر سنجی ها و رای گیری های شبکه سوری و بازیچه می دانستند. به همین دلیل اعتراض مخاطبین همین طور ادامه پیدا کرد تا جایی که به مدت 1 ماه کلیه راه های ارتباطی شبکه با مخاطب بسته شد. فقط در راستای عادی سازی و آرام کردن فضا اعلام شد مخاطبین می توانند صحبت ها و مطالب خود را از طریق سایت و پیامگیر با شبکه در میان بگذارند. همه می دانستند پیامگیر و کامنت در سایت همه می دانند کاملا مدیریت می شود و مدیریت انگلیسی شبکه هر نظر و کامنتی که دوست داشته باشند علنی و پخش خواهند کرد. (یعنی مخالفان حق اعتراض ندارند) صدای مخاطبین معترض هیچ گاه به گوش مردم نرسید. در همان زمان مطلبی تحت عنوان فرار شبکه های ماهواره ای از مخاطبین نوشتم که پنبه این سناریو را نیز غیر مستقیم رشته کرد. در کنار بیم جدا شدن سایر مجریان و دست اندرکاران، مشکل دیگری به وجود آمد و آن افشای هویت واقعی برخی مجریان و دست اندرکاران شبکه و اهداف شوم مدیریت این شبکه انگلیسی توسط وب سایت امواج سیاه بود که در مدت کم توانست مخاطب زیادی را به خود جذب نماید. افشای این اطلاعات فضای اعتراضی جدیدی را برای مخاطبان، علیه این شبکه باز و البته موجب ریزش مخاطب این شبکه انگلیسی شد. به همین دلیل مدیریت بحران توسط مدیریت شبکه انگلیسی من و تو و برخی از دست اندر کاران تشکیل شد تا فکری به حال مشکلات به وجود آمده بشود و آبروی رفته را بازگردانند. حاضرین درجلسه: کیوان و مرجان عباسی، حسن اعتمادی (بنی اعتماد)، رها اعتمادی(بنی اعتماد)، پانته آ مدیری، سالومه سیدنیا، امیر علی محمدیان و امید خلیلی تجریشی موضوع جلسه: عبور از بحران موجود و واکسینه کردن شبکه از بحران هایی که در آینده ممکن است برای شبکه و عوامل و دست اندرکاران آن به وجود بیاید. واکسینه کردن مخاطب، حاصل 5 جلسه مدیریت بحران شبکه انگلیسی من و تو بود. به این معنی که بایستی مخاطبان در مورد هرگونه خبر و اطلاعات منفی در مورد شبکه و عوامل آن واکسینه شوند. بایستی فضا به گونه ای طراحی شود که مخاطبان به شبکه اطمینان حاصل کرده و هر گونه خبر منفی علیه شبکه را با دید شک و تردید نگاه کنند. با این کار اطلاعاتی که توسط افراد جدا شده از شبکه منتشر می شود نیز کاری از پیش نخواهد برد. اما اینکه این اعتماد سازی و واکسینه کردن مخاطبین باید چگونه ایجاد شود، نیاز به جلسات متعدد دیگری بود که مدیریت آن به پانته آ مدیری و امید خلیلی تجریشی سپرده شد. بعد از جلسات مختلف و متعدد بنا شد توسط یکی از مجریان مهم و شناخته شده شبکه در فضای اینترنت یک سری اطلاعات فاش شده و یک فضای منفی ساختگی علیه شبکه ایجاد شود. بعد از اینکه گستره مخاطب اطلاعات فاش شده زیاد شد و فضا رسانه ای شد، همه مطالب بازگو و یا به اصطلاح فاش شده در چند برنامه مختلف زیر سئوال رفته و شبکه به طور کلی منکر همه آن مسائل شود. در مرحله اول نیز بایستی تازه ترین موجی که روی کار آمده خنثی شود بعد بقیه مشکلات بررسی شود. اهداف ابتدایی این خود زنی به شرح زیر است:

    1-یک سری اطلاعات پیش پا افتاده و سوخته فاش شود تا خواننده به آنها مشغول گردد.

    2-ذهن مخاطب به مسائل فاش شده محدود شده تا مخاطب از سایر مسائل و افشاگری های مانند گروه جوانان بدون مرز و همکاری مجریان و دست اندرکاران شبکه با گروه های منحرف و مخالف ایران، حذف من و تو 2، که در وب امواج سیاه و امثال آن منتشر شده بود غافل شود

    3- شبکه در یک اقدام به اصطلاح منفعلانه اطلاعات پیش پا افتاده و سوخته ای که توسط خودشان فاش شده را زیر سئوال می برد.

    4- وانمود می شود که همه شبهه ها و مسائلی که ممکن است علیه شبکه مطرح شود همین بوده و شبکه نیز به همه آنها پرداخته و به همه آنها پاسخ داده شده است. در نتیجه این نکته القا می شد که شبکه هیچگونه سئوالی را برای مخاطب بدون پاسخ باقی نگذاشته است

    5- کسانی که از شبکه جدا شده و قصد فاش کردن اطلاعات محرمانه شبکه را داشتند به نوعی از افشای اطلاعات نا امید شدند زیرا کافی بود بعد از افشاگری های آنها در یکی از برنامه های شبکه انگ دروغگو، اطلاعاتی، شایعه ساز، مزدور و ... را به آنها بچسبانند.

    6- صدای هر گونه اعتراض مخاطبین و مخالفان و حتی سایر شبکه های ماهواره ای نیز بعد از این به جایی نخواهد رسید زیرا آن را توطئه و سناریو دشمن علیه شبکه معرفی می کردند.

    7-  شبکه از فضای پاسخگویی فرار کرده و وارد فضای مظلوم نمایی شود

    8- رسانه های داخلی ایران زیر سئوال برده شود و در کنار آن برای شبکه انگلیسی من و تو فضای جلب اعتماد ایجاد کنند. ابزار پیشبرد سناریو: وبلاگ شخصی یکی از مهمترین و مطرح ترین مجری شبکه حال این مجری که قرار است وبلاگ با نام او بارگذاری شود چه کسی باید باشد؟ پاسخ واضح و مشخص بود. به دلیل افشای چهره واقعی رها اعتمادی (بنی اعتماد) و خانواده و وابستگان آن و همچنین گروه جوانان بدون مرز، نقاب زیبا و چهره مظلوم شبکه از بین رفته بود. برای اینکه رها اعتمادی (بنی اعتماد) بار دیگر احیا شده و از حاشیه خارج شود و از طرفی مدیران و مسئولان شبکه نفسی بکشند، رها اعتمادی (بنی اعتماد) انتخاب شد.

    با انتخاب رها به صورت غیر مستقیم می شد به اهداف زیر رسید:

    اثبات ضمنی و غیرمستقیم اسم رها اعتمادی به عنوان هویت اصلی یک شخص. این در حالی است که قبلا هویت اصلی رها اعتمادی (رها بنی اعتماد) و وابستگی او و خانواده اش به دربار پهلوی، قبلا فاش شده بود.

    انحراف مخاطبین از گروه جوانان بدون مرز به مسائل پیش پا افتاده و سوخته مانند شرایط استخدام و همجنس بازی و نحوه پوشش زنان و بهائی بودن اکثر دست اندرکاران شبکه که البته برای همه واضح و آشکار و البته عادی بود

    محدود کردن اهداف گروه جوانان بدون مرز به اموری که کاملا پیش پا افتاده است مانند اعتقاد به بهائیت و ...

    در صورت بازتاب در رسانه های داخلی، انکار و در نهایت تخریب رسانه های داخلی

    تخریب مخالفین و افشا کنندگان واقعی به عنوان یک مشت شایعه ساز و دروغ پرداز و به قول خود رها خیال پرداز.

    مظلوم نمایی نزد مخاطبین شبکه و جلب اعتماد آنها

    نا امید کردن مخالفین شبکه (اعم از افشا کننده و یا جستجوگر) در مبارزه علیه این شبکه انگلیسی(هر چه بود همین بود و مطلب دیگری برای افشا وجود ندارد).

    ساختن سدی برای سردرگم کردن مخاطبین که واقعیت را از دروغ و سناریو سازی تشخیص ندهند. (دقیقا جریان داستان چوپان دروغگو که وقتی مخاطب ببیند خبرهایی که قبلا به عنوان حقیقت شنیده، دروغ از آب در آمده پس خبرهای بعدی اگر چه واقعیت داشته باشد را نیز مانند سابق دروغ می پندارد و به آنها اعتنا نمی کند)

    نتیجه نهایی: انحراف اذهان مخاطب و واکسینه شدن شبکه   سناریو اینگونه آغاز شد: در ابتدا رها اعتمادی در وبلاگ شخصی الزاما در بلاگفا که مخاطبان بسیاری در داخل ایران داشت، وب شخصی راه اندازی کرد و یک سری از اطلاعات و مسائل داخلی شبکه که البته به اصطلاح اخبار سوخته بود را فاش کرد. مراحل بعد، توسعه دادن به وب، جذب مخاطب و در نهایت رسانه ای شدن وبلاگ بود. مرحله نهایی این بود که بعد از مطرح شدن وب در رسانه های داخلی، وب مورد نظر توسط شبکه انکار و سناریوی واکسینه کردن مخاطب و همچنین مظلوم نمایی شبکه اجرا شود.

    برای این کار لازم بود رها اعتمادی مدتی جلوی دوربین نیاید تا بحث اختلاف رها اعتمادی (بنی اعتماد) با مدیریت شبکه قریب به ذهن باشد. در همین راستا اجرای برنامه جواب به امید خلیلی تجریشی سپرده شد. رها نیز به بهانه تهیه برنامه از شبکه جدا شده و بعد از چند هفته اقدام به بارگذاری وبلاگ شخصی رها اعتمادی کرد. در این وبلاگ یک سری اطلاعات سوخته شبکه را اعم از ارتباط با فرح پهلوی، ازدواج سالومه و سروش تهرانی، بهایی بودن اکثر مجریان و دست اندر کاران این شبکه و معرفی اجمالی برخی دست اندرکارن و برنامه های آنها بارگذاری شد تا مخاطبان به آن اطمینان حاصل کرده وجذب آن شوند. از بیننده ها خواسته شد تا مطالب، فیلم، عکس و هر مطالبی را که دوست دارند در برنامه های مختلف به نمایش گذاشته شود به ایمیل رها ارسال کنند و جهت اطمینان مخاطبان برخی از مطالب ارسالی، در برنامه سالی تالک و دکتر کپی به نمایش گذاشته شد. بعد از بارگذاری وبلاگ به صورت نا مفهوم وغیر مستقیم در چند برنامه جواب توسط امیدخلیلی تجریشی و دیگر مجریان اعلام شد که برخی اطلاعاتی که در وبلاگ ها و فضای اینترنت منتشر شده غلط است و ما آن را تایید نمی کنیم. البته هیچ گونه اشاره ای به وبلاگ رها اعتمادی و یا وبلاگ های دیگر نشد. فضا بسیار سربسته عنوان شد تا بعدها امکان مراجعه به آن باشد و بتوانند اعلام کنند که ما قبلا مطالب مطرح شده را منکر شدیم. بعد از گذشت یک سال و اندی و بعد از اینکه فضا کاملا مهیا شد و تعداد آمار بازدید وبلاگ به بیش از 1500 نفر در روز رسید، سناریوی اصلی بارگذاری شد و آن شرایط استخدام در شبکه من و تو و بحث بهایی بودن دست اندرکاران و گرایش به همجنس گرایی و.... بعد از بارگذاری این مطالب در وبلاگ شخصی رها و منتشر شدن آن، رسانه های ایران این وبلاگ را که البته از قبل نیز با آن آشنا بودند و همه قرائن و شواهد حاکی از حقیقی بودن این وبلاگ بود را رسانه ای کرده و به آن پرداختند. بعد از رسانه ای شدن وب شخصی رها اعتمادی (بنی اعتماد) سناریو وارد فاز جدید و البته نهایی شد. رسانه ای شدن وب رها اعتمادی (بنی اعتماد) موجب شد تا مخاطبین به صورت سیل آسا به سایت شبکه رجوع کرده و در کامنت های مختلف جریان را با عوامل شبکه در کار بگذارند. شبکه نیز همان طور که قبلا برنامه ریزی کرده بودند  به اصطلاح برای روشنگری در برنامه های مختلف اقدام به پاسخگویی به مخاطبان در مورد مسئله به وجود آمده کردند و اعلام داشتند کلیه مطالبی که در مورد دست اندرکاران و مجریان شبکه در وبلاگ ها منتشر شده غلط و دروغ محض است. سناریوی انکار، از ندا جناب در برنامه جواب شروع شد. او البته خیلی مصنوعی و ساختگی، در آخر برنامه جواب به صورت اتفاقی و هماهنگ نشده آمده و اعلام کرد هر چه وبلاگ و فیس بوک به نام او وجود دارد اشتباه و ساختگی است. بعد از آن مرجان و آمنه دو مجری زن این شبکه در برنامه من و تو پلاس، رسانه ای شند شرایط استخدام را خنده دار توصیف کردند اما اشاره ای به وب شخصی رها اعتمادی نشد. فردای آن روز همین بحث بار دیگر در برنامه من و تو پلاس ولی این بار به صورت کاملا جدی مطرح شد و در نهایت نیز رها اعتمادی در یک برنامه با عنوان جواب جلوی دوربین آمده و در مورد وبلاگ مورد نظر صحبت کرد و گفت: کلیه مطالب دروغ بوده و من هیچ گونه از مطالب این وب را قبول ندارم. و از اساس من اصلا وبلاگی نداشته ام. حتی کار به جایی رسید که مجری برنامه جواب (امید خلیلی تجریشی) برای تخریب رسانه های داخلی ایران اعلام کرد این وب توسط ماموران جمهوری اسلامی ساخته و بارگذاری شده و بعد از آن رسانه ای شده تا شبکه انگلیسی من و تو را زیر سئوال ببرد. مدیران و مجریان این سناریوی شوم فکر می کردند به راحتی سناریو از یک وبلاگ شروع و سپس به خبرگزاری ها و رسانه ها کشیده و در انتها با حضور رها اعتمادی (بنی اعتماد) در برنامه جواب تومار این سناریو به هم پیچیده خواهد شد غافل از اینکه حقیقت هیچ گاه پشت ابر نخواهد ماند. از آن جایی که دشمنان مردم ایران همیشه احمق بوده اند سناریوی ساخته و پرداخته مدیران شبکه انگلیسی من و تو باز هم به نتیجه نرسید و تیرهای پرتاب شده به سنگ خورد. زیرا: اولا: این سناریو به جای اینکه در وب سایت رسمی من و توی انگلیسی یا فیس بوک شخصی رها (بنی اعتماد) اتفاق بیفتد، بسیار ساده و به قولی تابلو در وبلاگ آن هم در بلاگفا که بیشترین کاربر را در ایران دارد اتفاق افتاد. یعنی دقیقا در جایی که بعدها بشود خیلی ساده آن را حک، تعطیل و یا از بین برد و دیدید که بعد از اجرای سناریو، وبلاگ مورد نظر به طور کامل جمع شد و به زباله دان تاریخ پیوست. بدون اینکه کسی بگوید کی اومد؟ کی رفت؟ چی گفت؟ چی شد؟ دوم: مطالبی که در وبلاگ مورد نظر بارگذاری شده بود امری عادی در شبکه محسوب می شد و نهایتا یک شخص به اصطلاح آنها خراب می شد و آن رها بود. (یکی برای همه، همه برای یکی). البته نا گفته نماند که در ابتدا خراب می شد و بعد از مدتی قوی تر از پیش احیا می شد. خلاصه اینکه همه مسائل مطرح شده در وبلاگ شخصی رها، خلاصه مطالبی بود که در وب سایت شبکه مطرح شده و امری کاملا عادی بود. به عنوان نمونه پوشش زنان درشبکه از همان ابتدا در اختیار مدیریت بود و کسی نمی توانست با پوشش اسلامی در این شبکه حاضر شود. یا مثلا مخالفت با جمهوری اسلامی که از بدیهیات بود زیرا مگر می شود پول انگلیس انگلیس را گرفت و به نفع جمهوری اسلامی حرف زد؟ و همین طور همجنس بازی یا روابط آزاد و .... سوم: رسانه های ایران در کنار خبر شرایط استخدامی را که وب شخصی رها آن را مطرح کرده بود به سراغ زندگی نامه این شخص در امواج سیاه آمده و هویت اصلی این شخص و در پی آن به سابقه خانوادگی وی و وابستگی آنها به دربار پهلوی و همچنان عضویت رها اعتمادی (بنی اعتماد) در گروه جوانان بدون مرز را افشا و رسانه ای کردند. این اتفاق موجب نگرانی و عصبانیت شدید مدیران و دست اندرکاران این شبکه علی الخصوص رها اعتمادی شد به همین دلیل در برنامه ای که در رد وب شخصی خود تهیه کرده بود بسیار دست پاچه شده و حرکت های نامتعارف انجام داد. به هر حال بهترین و تنها ترین راهی که مدیران شبکه در مورد این جریان انجام دادند این بود که این جریان را مسکوت بگذارند به همین دلیل رها اعتمادی (بنی اعتماد) در برنامه جواب نیز هیچ گونه اشاره ای به هویت اصلی این گروه نکرد. چهارم و آخر: مخاطبان به دلایل مختلف اعتماد خود را نسبت به مدیران و دست اندرکاران این شبکه انگلیسی از دست داده و این سناریو هم کاری از پیش نبرد بلکه شبهه دیگری در ذهن مخاطب ایجاد کرد. شبکه برخلاف آنچه تصور می کرد نتوانست سناریویی را که خود ساخته و پرداخته بود را زیر سئوال ببرد. از طرفی ترجیح داد درباره گروه جوانان بدون مرز سکوت را اختیار کند. بحثی که سئوال بسیاری از مخاطبان شبکه بود و رها اعتمادی (بنی اعتماد) به طور کلی از آن فرار کرد. نهایت ثمر این سناریوی انگلیسی و آبکی جز خودزنی و به خفت افتادن شبکه انگلیسی من و تو و مدیران آن چیزی نداشت. به قول ما ایرانی ها عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. اما در نهایت برخی از سئوال های مخاطبان که هنوز هم توسط مدیران این شبکه انگلیسی بدون جواب مانده را مطرح می کنم:

    1- چرا یک سال طول کشید تا شبکه من و تو و شخص رها اعتمادی (بنی اعتماد) علیه  وب شخصی که ادعا می کنند ساختگی است موضع بگیرد؟

    2- چرا رها اعتمادی (بنی اعتماد) بعد از یک سال به اصطلاح اسم و فامیلی کامل خود را که رها اعتمادی آل آقا است بازگو می کند؟

    3- چرا در آکادمی گوگوش تقلب شد و از دوستان عوامل شبکه رای آوردند؟

    4- چرا من و تو 2 حذف شد؟چرا من و تو 1 حذف نشد؟

    5- چرا وقتی برای حذف یکی از دو شبکه در سایت نظر سنجی گذاشتند و اکثریت مردم در کامنت ها به نتیجه نظرسنجی اعتراض کردند کسی پاسخگو نبود و با این وجود من و تو 2 حذف شد؟

    6- چرا همیشه هرچه نظر سنجی در سایت انجام شده دقیقا بر خلاف نظر سنجی عمل شده است؟

    7- چرا اگر کسانی که از شبکه انگلیسی من و تو جدا می شوند در صورت افشاگری منزوی می شوند افرادی مانند آزاده حسینی و ....؟

    8- چرا مدیریت شبکه انگلیسی من و تو با مدیریت شبکه فارسی وان با هم جلسات مشترک برگذار کرده و اهداف خود را یکسان سازی می کنند؟

    9- چرا دوبلرهای شبکه انگلیسی من و تو با دوبلرهای شبکه فارسی وان یکی هستند و با هم همکاری دارند؟

    10- چرا شبکه انگلیسی من و تو آگهی بازرگانی ندارد؟

    11- چرا به هیچ یک از ایمیل های ارسالی توسط مخالفین پاسخ داده نمی شود؟

    12- چرا مجریانی که در شبکه انگلیسی من و تو کار می کنند حق کار در شبکه دیگری را ندارند؟

    13- چرا از زمانی که گوگوش با شبکه انگلیسی من و تو همکاری می کند سایر خواننده ها توسط این شبکه در برنامه سالی تالک مورد تمسخر و استهزاء قرار می گیرند؟

    14- چرا سایت شبکه انگلیسی من و تو بارها وبارها از جنگ آمریکا علیه ایران حمایت کرده است؟

    15- چرا شبکه انگلیسی من و تو اسرائیل را به عنوان یک کشور آزاد و فلسطینیان را ستیزه جو و جنگ طلب معرفی می کند؟

    16- چرا مدیران و دست اندرکاران شبکه انگلیسی من و تو، هویت اصلی خود که بهایی و یهودیت است را پنهان می کنند؟

    17- چرا ناصر اعتمادی (بنی اعتماد) که از اعضای ثابت سازمان امنیت انگلیس است به عنوان یک مجری و گزارشگر در شبکه انگلیسی من وتو مشغول به کار است؟

    18- ارتباط تنگاتنگ سردبیر، تدوینگر و مسئول برنامه دکتر کپی با مدیریت شبکه سیمای آزادی که متعلق به سازمان مجاهدین خلق است برای چیست؟

    19- علت رفت و آمدهای جدا شدگان از جمهوری اسلامی مانند عبدالکریم سروش، مهاجرانی و اکبر گنجی ها به این شبکه انگلیسی برای چیست؟

    20- چرا شبکه انگلیسی من و تو بارها و بارها از جنبش سبز حمایت کرده است؟

    21- چرا مدیران و مسئولان شبکه انگلیسی من و تو قالب برنامه بفرمایید شام را از شرکت تهیه کننده و اجرا کننده اش که یک شرکت یهودی است خریداری می کند اما قالب برنامه پارازیت صدای آمریکا و برنامه دیگر شبکه ها را بدون اجازه برداشته و شبیه سازی می کند بدون اینکه کوچکترین هزینه ای به آنها بپردازد و یا حتی با آنها هماهنگ کند؟

    22- چرا برای استفاده از قالب برنامه نمای نزدیک از شبکه جم اجازه گرفته نشد؟ چرا شبکه من و تو به راحتی تمام قانون کپی پیست را زیر پا می گذارد؟

    23- رابطه حسن اعتمادی با تجزیه طلبان کرد در چه زمینه هایی است؟

    24- چرا با اینکه فرح پهلوی بارها و بارها از این شبکه انگلیسی حمایت کرده، تا به حال در برنامه های این شبکه از وی دعوت به عمل نیامده و مدیران شبکه این حمایت ها را پنهان می کنند؟

    25- چرا مدیران و مسئولان شبکه پاسخگوی افشاگری های افراد جدا شده از شبکه مانند آزاده حسینی و سحر زند نبوده اند؟

    26- حضور مسعود بهنود هنگام ضبط برنامه های اتاق خبر شبکه انگلیسی من و تو چه معنایی می تواند داشته باشد؟

    27- رابطه شبکه من و تو با تجزیه طلبان کرد و شبکه آسوست برای چیست؟

    28- چرا مانند شبکه های لس آنجلسی هیچ کس حق حضور در حتی چند صد قدمی ساختمان شبکه انگلیسی من و تو را ندارد؟

    29- اگر این شبکه مدعی است که مردمی ترین شبکه موجود است چرا کمترین ارتباط را با مخاطب دارد؟

    30- چرا شبکه فقط وبلاگ شخصی رها اعتمادی (بنی اعتماد) را انکار کرد و سایر وبلاگ های شخصی مجریان شبکه را مسکوت گذاشت؟

    31- منظور رها اعتمادی (بنی اعتماد) از ادامه پیدا کردن این سناریو در برنامه جواب چه بود؟

    32- چرا تماشاگران برنامه آکادمی گوگوش تعداد شناخته شده و خاصی هستند و از مردم عادی نمی توانند در این برنامه حضور پیدا کنند؟

    33- و ده ها و صدها سئوال دیگر که هیچ گاه پاسخی برای آنها داده نشد.  



  • نظرات() 
  • سناریویی انگلیسی


    شبکه انگلیسی من و توی 1 و 2 در تاریخ 6 آبان 1389 تاسیس و وارد خانه های ایرانیان عزیز شد

    ابتدا همه فکر می کردند مدیریت این شبکه را گوگوش (فائقه آتشین) بر عهده دارد. اما بعدها مشخص شد استفاده از نام وی فقط در حد تبلیغات و جذب مخاطب بوده نه چیز دیگری و مدیریت این شبکه انگلیسی را کیوان و مرجان عباسی بر عهده دارند.

    گوگوش در کنار فرح پهلوی

    کیوان عباسی فرزند فریبرز عباسی است که مدتی در آمریکا ساکن بودند و از طرفداران سلطنت محمد رضا پهلوی هستند.

    کیوان عباسی مدتی مدیریت شبکه سیاسی فارسی زبان آزادی را بر عهده داشت که افرادی مانند رضا فاضلی و بهروز سور اسرافیل نیز در آن حضور داشتند.

    بهروز سور اسرافیل 

    رضا فاضلی و بهروز سور اسرافیل بعدها به دلیل اختلافاتی که بین کیوان عباسی و آنها به وجود آمد از این شبکه جدا شدند. شبکه آزادی بعد ازمدتی به دلیل ضعف محتوی و پایین بودن کیفیت وعدم جذب مخاطب تعطیل شد.

    بعد از مدتی کیوان، کار خود را در فضای اینترنت شروع و شبکه ببین تی وی را راه اندازی کرد.

    این شبکه که فقط از طریق اینترنت قابل رویت بود با همکاری رها اعتمادی (بنی اعتماد)، تیام بصیر و تعدادی چند از دوستان آنها تا مدتی ادامه داشت وتوانست مخاطب خاص خود را جذب کند. اما به دلایل مختلف این کار نیز به سرانجام نرسید و بعد از مدتی ببین تی وی نیز تعطیل شد.

    کیوان عباسی که در دو تجربه قبلی شکست خورده بود بعد از مهاجرت به انگلیس این بار تلاش کرد تا با متقاعد ساختن مسئولان و دولتمردان انگلیس، شانس خود را در شبکه دیگری امتحان کند.

    او در جلسه ای که برخی از صاحبان رسانه و مسئولان انگلیسی برای بررسی عملکرد سالانه بی بی سی فارسی تدارک دیده بودند حاضر شده و نقدی را که بر شبکه بی بی سی فارسی نوشته بود ارائه داد.

    خلاصه نقد وی این بود: شبکه بی بی سی فارسی شبکه دوران بحران است. شبکه ای که مخاطبان آن در زمان وضعیت سفید و حالت عادی به حداقل می رسد. این مطلوب ما نیست اگر حمایت هایی که از شبکه بی بی سی فارسی می شود از من و دوستانم بشود شبکه ای راه اندازی خواهیم کرد که در زمان عادی با پخش برنامه های فرهنگی و جذاب جوانان و مخاطبان خود را جذب کند تا در زمان بحران و آشوب و به قولی وضعیت قرمز بتواند اثر گذاری خود را داشته باشد. برنامه های ضد فرهنگی  برای جذب در روزهای عادی و برنامه های سیاسی برای تخریب در زمان بحران و آشوب. این نقد به مذاق حاضرین در جلسه خوش آمد و کیوان عباسی توانست اجازه تاسیس شبکه من و تو 1 و 2 را در همان جلسه بگیرد. شبکه من و تو 1و 2 تاسیس شد.

    شبکه ای که از حمایت کامل دولت انگلیس و گروه های سیاسی جدا شده از توده مردم ایران برخوردار شد. استفاده از کارمندان و تیم فنی و حتی آرشیو بی بی سی، حمایت های مالی و امنیتی تمام و کمال دولت انگلیس شبکه را یک شبکه خاص کرد. بودجه ای که برای این شبکه در نظر گرفته شد، به اندازه ای بود که فقط در برنامه آکادمی موسیقی میلیون ها دلار هزینه شد. ازجمله:

    1- پرداخت 500 هزار دلار در هر بار به خواننده لس آنجلسی به نام گوگوش برای راه اندازی آکادمی موسیقی

    2-پرداخت 300 هزار دلار در هر بار به هومن خلعتبری همکار گوگوش و شوهر کنونی وی در آکادمی موسیقی

    3-پرداخت 250 هزار دلاری در هر بار به بابک سعیدی همکار خانم گوگوش در آکادمی موسیقی

    4-پرداخت 100 هزار دلار در هر بار به رها اعتمادی (بنی اعتماد) برای برعهده گرفتن اجرای برنامه های آکادمی موسیقی

    5-پرداخت 10 هزار دلار برای برنامه پشت صحنه آکادمی که توسط سالومه سیدنیا اجرا شد

    6- و....

    هزینه های فنی و دکور و اسکان شرکت کنندگان، در طول مدتی که برای شرکت در آکادمی آنجا بودند و .... را هم به این لیست اضافه کنید. این فقط هزینه یک برنامه است که در طول سال یک بار تهیه و پخش می شود. (تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل)

    بگذریم

    خلاصه قرار بود من وتوی انگلیسی که شعبه فرهنگی بی بی سی فارسی است با قوت، کار خود را شروع کرده و خیلی سریع نیز گسترش پیدا کند. برای توسعه، شبکه های من وتو 3 و 4 و 5 نیز در نظر گرفته شده بود که قرار بود بعدها به من و تو 1 و 2 اضافه شود. و همین طور تعداد من و توها گسترش یابد. این کار موجب می شد تا به مرور زمان شبکه های فرهنگی لس آنجلسی از جدول شبکه ها حذف و یا به حاشیه کشیده شده و مرجع شبکه ها از آمریکا (لس آنجلس) به انگلیس (لندن) کشیده شود. در همین راستا به برخی از مجریان لس آنجلسی نیز پشنهاد کار شد. از صدای آمریکا (voa)، بیژن فرهودی و مهدی فلاحتی.

    از شبکه پارس، مهرداد پارسا، حسین فرجی و مسعود صدر. ازشبکه پن، نسرین احمدیان و همین طور از سایر شبکه های فرهنگی و سیاسی فارسی زبان. همه چیز به ظاهر درست و صحیح در نظر گرفته شد. حتی برای ابتدای کار و برای اینکه اشکالی به کار وارد نشود، برای اجرای برنامه ها، افرادی گزینش و انتخاب شدند که نزد مردم ایران شناخته شده نبودند. و از افراد شناخته شده برای دوبله، تربیت مجری و ... استفاده شد. با این کار جلوی موضع گیری های احتمالی علیه شبکه و کارکنانش گرفته می شد. هیچ یک از مجریان در فضای اینترنت و شبکه های ماهواره ای دارای سابقه نبودند به همین دلیل کوچکترین موضعی علیه آنها گرفته نشد. ازمیان خواننده ها، گوگوش انتخاب شد زیرا کمترین حاشیه سیاسی در پرونده وی علیه جمهوری اسلامی نسبت به سایرین وجود داشت و حساسیت زا نبود. در ضمن معروفیت او در میان فارسی زبانان میتوانست وسیله ای برای تبلیغات و جذب مخاطب باشد. و همه دیدند که در ابتدا وانمود شد که شبکه متعلق به گوگوش است در حالی که اینگونه نبود. اما پروژه ها و اهداف، آنگونه که می خواستند پیش نرفت. بعد از تاسیس شبکه، مشکلات یکی پس از دیگری به وجود آمد و ادامه پیدا کرد تا.... از آن جایی که برخی از این مشکلات رسانه ای شده و همگان از آن خبردار شدند، به برخی از آنها به صورت خلاصه اشاره ای خواهم کرد تا آن دسته از عزیزانی نیز که تازه با این شبکه آشنا شده اند و یا از این ماجراها اطلاع نداشته اند آگاه شوند. مشکلات از قرار زیر بود:

    1- انتخاب شبکه من و تو 2 به جای من وتوی 1توسط مخاطبین و به انزوا کشیده شدن من و تو 1:

    اشتباه اول مدیران این شبکه ها این بود که فکر می کردند مردم ایران تشنه فرهنگ برهنگی هستند و با دیدن چند صحنه مبتذل و جنسی آب از لب و لوچه شان آویزان شده و به این شبکه روی می آورند. اما از آن جایی که مردم ایران دارای فرهنگ و تمدن بیش از 7 هزار ساله هستند نشان دادند ظرفیت و گنجایش آنها بیش از اینهاست که با دیدن چند صحنه مبتذل، فرهنگ وتمدن خود را بفروشند. مردم ایران بار دیگر به صاحبان انگلیسی این رسانه ها فهماندند پیشرفت را در اعتقادات، آداب و رسوم، فرهنگ وتمدن و علم و تکنولوژی می بینند نه در برهنگی و بی بند و باری. این شد که از همان ابتدا مردم شبکه مستند من و تو 2 را بر شبکه من و تو 1 ترجیح دادند و شبکه  انگلیسی من و تو 1 به انزوا کشیده شد.

    2- افشاگری های شبکه های ماهواره ای به اصطلاح لس آنجلسی علیه شبکه انگلیسی من و تو:

    شبکه انگلیسی من و تو 1 (با وجود بودجه کلان و حمایت های مالی و ... دولت انگلیس)، غیر از اینکه رقیب بسیار جدی برای شبکه های لس آنجلسی محسوب می شد، از طرفی برنامه هایی که توسط شبکه انگلیسی من و تو تهیه و پخش شد نیز نوعی تهدید برای شبکه های لس آنجلسی محسوب می شد زیرا روند برنامه های شبکه انگلیسی من و تو به گونه ای بود که هر چه این شبکه های لس آنجلسی در طول سالیان سال رشته بودند پنبه می کرد. مدیران و مسئولان شبکه های فرهنگی لس آنجلسی در تمامی مدتی که برنامه اجرا می کردند سعی داشتند خود را عضوی از مردم جلوه داده و حتی در مناسبت های مذهبی نیز برنامه های خود را با آداب و رسوم ملت و مردم ایران هم رنگ می کردند تا این فضا و لو به ظاهر ایجاد شود. که ما پابند به اصل و هویت و ریشه اصلی خود یعنی اسلام و ایران مان هستیم. استراتژی در این شبکه های لس آنجلسی حرکت به صورت نرم بود اما شبکه انگلیسی من و تو همه این رشته ها را به یکباره پنبه کرد و خیلی ساده و صریح صحنه های مبتذلی از قبیل پخش برنامه زنده زنان زیبای دنیا، سواحل کشورهای اروپایی و آموزش رقص و .... را که هیچ شبکه فارسی زبانی (حتی بی بی سی فارسی) تا به آن روز پخش نکرده بود، به تصویر کشید. به همین دلیل مهران عبد شاه مدیر شبکه او آی پی ان اعلام کرد سیاست ها و دیدگاه مدیران شبکه انگلیسی من و تو شبکه فارسی وان یکی است و اهداف آنها نیز مشترک است.

    بگذریم

    با این کار مرزها شکسته شد و نگاه مردم به این شبکه ها نیز تغییر کرد. (به اصطلاح دم خروسی که سالیان سال شبکه های لس آنجلسی آن را به شکل های مختلف پنهان می کردند توسط شبکه انگلیسی من و تو بیرون زد) کار به جایی رسید مدیران و مجریان این شبکه ها مانند نادر رفیعی مدیر شبکه امید ایران، فرزان دلجو مدیر شبکه لایو و حمید احمدی مدیر شبکه آی سی سی و .... بارها و بارها اعلام کردند برنامه های شبکه انگلیسی من و تو1 با تمدن مردم ایران سازگاری نداشته و در بیشتر مسائل علیه فرهنگ و تمدن مردم ایران است. همه این ها یک طرف اما مسئله مهم و اساسی این بود که شبکه انگلیسی من و تو با بودجه ای که داشت هر کسی را می خواست می خرید. تا اندازه ای که به عنوان مثال حسین فرجی یکی از کارشناسان مسائل سیاسی در شبکه صدای آمریکا (VOA) بود توسط مدیران شبکه انگلیسی من و تو2 برای کار دوبله در این شبکه، خریداری شد. و همین طور افراد دیگر مانند آرمین قبادی پاشا که کارشناس شبکه صدای آمریکا بود ولی در شبکه من و تو به عنوان یک خبر خوان در برنامه اتاق خبر مورد استفاده قرار گرفت.

    امیر برادران کارشناس صدای آمریکا که کارشناس برنامه آفساید شد.

    جاوید جعفری کارشناس شبکه صدای آمریکا بود که به عنوان مجری در شبکه من و تو به کار گرفته شد.

    که البته اسامی سایر افراد در ادامه ذکر خواهد شد. اما شبکه های سیاسی که سالها علیه جمهوری اسلامی کار کرده بودند و سعی داشتند حداقل مردم را به سمتی ببرند تا دست از منابع خبری داخلی برداشته و به آنها بی اعتماد شده و اطلاعات خود را از منابع خارجی بگیرند با روی کار آمدن شبکه انگلیسی من و تو1 به یکباره دیدند در برنامه اتاق خبر این شبکه اکثر و گاهی تمامی خبرها از منابع داخلی است.

    عملکرد سیاسی این شبکه از قبیل حمایت از جنبش سبز،

    تخریب ایرانیان مقیم اروپا و آمریکا و نقل قول از منابع داخلی به گونه ای بود که شبکه های سیاسی، این شبکه انگلیسی را شبکه جمهوری اسلامی بنامند و با آن به مخالفت بپردازند. این شد که شبکه های فارسی زبان لس آنجلسی فرهنگی و سیاسی با یکدیگر هم صدا شده و علیه این شبکه انگلیسی موضع گرفتند. و در پاره ای از مواقع دست به افشاگری علیه مدیران و مسئولان این شبکه انگلیسی زدند. این موضع گیری و افشاگری ها منجر به ریزش برخی از مخاطبان شبکه انگلیسی من وتو شد.

    3-  ریزش مخاطب به دلیل تقلب در آکادمی موسیقی گوگوش:

    آکادمی موسیقی در ابتدا با وجود هزینه های زیاد توانست در ابتدای راه مخاطبین زیادی را به خود جذب کند اما هنوز کار به اتمام نرسیده بود که شبهه تقلب در انتخاب نفرات اول آکادمی به جاهای باریک کشیده شد. وقتی رقابت به سطح بالای خود رسید، مخاطبین و هواداران خواننده ها در فضای فیس بوک و اینترنت به صورت خود جوش و یا حتی برنامه ریزی شده شروع به تبلیغ و حمایت از کاندیداهای خود کردند اما نتیجه آن طور که می بایست جلو نرفت. ابتدا که برنامه آکادمی شروع به کار کرد همه فکر می کردند خواننده ها می آیند و یک ترانه را اجرا می کنند و هیئت داوران، یکی از آنها را به عنوان خواننده برتر انتخاب کرده و معرفی می نمایند. اما بر خلاف تفکر مردم، اینگونه نشد. مدیران و مسئولان شبکه انگلیسی من و تو اینگونه نمی اندیشیدند زیرا هر یک از خواننده ها حامیان و طرفداران خود را داشتند و حذف هر کاندیدایی به منزله دلخوری و دل زدگی آن دسته از طرفدارن از هیئت داوران و شبکه انگلیسی من و تو و در نتیجه ریزش مخاطب می شد و این مطلوب مدیران شبکه انگلیسی من و تو نبود به همین دلیل روش انتخاب را به گونه دیگری رقم زدند. آنها یک شماره را برای افراد داخل ایران و یک شماره را نیز برای افراد خارج از ایران در نظر گرفتند تا مخاطبان در یک زمان مشخص به خواننده خود از طریق ارسال اس ام اس رای دهند و بعد از شمارش آرا، خواننده ای که بیشترین رای را آورد به عنوان نفر اول انتخاب می شد با این کار به اصطلاح توپ را در میدان مخاطبین انداخته تا طرفدار و حامی خواننده ها نیز از هیئت داوران و مدیران شبکه دلخور نشود. اما وسط های آکادمی مشخص شد همه این مسائل کاملا سوری بوده و خواننده ها و نفرات اول و ... از همان اول مشخص و انتخاب شده بودند. و مردم و طرفداران در طول این مدت بازیچه ای بیش نبوده اند. زیرا اولا شبکه من و تو فقط در ایران قابل روئیت است و ایرانیانی که در سایر کشورها بودند نمی توانستند برنامه های این شبکه را ببینند پس چگونه می توانستند به خواننده مورد نظر خود آن هم در آن زمان مشخص و محدود رای بدهند؟ پس اعلام شماره برای ایرانیان خارج نشین کاملا سوری بود. دوم اینکه از کجا معلوم خواننده مورد نظر آنها اول نشده باشد و تقلبی در این میان صورت گرفته باشد؟ نحوه شمارش آرا اصلا مشخص نبود. چگونه است که مدیران و مجریان این شبکه در برنامه های مختلف شبکه، انتخابات ایران را که در آن ناظران کاندیداها از صفر تا صد آن یعنی از موقع رای گیری تا شمارش آرا حضور داشتند را قبول نداشته و زیر سئوال می برند و قائل به تقلب هستند. درحالی که خود آنها هیچ گونه شفاف سازی در مورد نحوه رای گیری و شمارش آرا نداشتند؟ این فضای تقلب موقعی بسیار جدی  شد که عده زیادی از مخاطبین نحوه رای گیری در آکادمی را زیر سئوال برده و خودشان در فضای فیس بوک به نظر سنجی در مورد خواننده ها پرداختند. جالب توجه اینکه رایی که به برخی از خواننده ها در فضای فیس بوک داده شد بسیار بیشتر از رایی بود که در آکادمی کسب کرده بود. و نفر اول، دوم و سوم آکادمی در رای گیری که در فیس بوک انجام شد بر خلاف آن چیزی بود که در آکادمی اتفاق افتاد. از طرفی ساخت و پاخت برخی از خواننده ها با هیئت داوران و مجریان و دست اندرکاران آکادمی، شک طرفدارن و مخاطبین را در مورد تقلب به یقین تبدیل کرد. و ازدواج نفر اول دور اول آکادمی (سروش تهرانی) با یکی از مجریان شبکه من و تو (سالومه سیدنیا) از این ساخت و پاخت ها پرده برداشت.

    همه این شواهد و قرائن موجب شد مخاطبان در فضای مجازی و .... علیه این برنامه و شبکه دست به اعتراض بزنند. که البته به جایی نرسید. نهایت پاسخگویی شبکه این بود که ایرانیان خارج نشین به دلیل غربت، ارتباط تنگاتنگی با هم دارند و این دلیل نمی شود که مجریان و هیئت داروان با خواننده ها ساخت و پاخت کرده باشند. این پاسخ البته برای مخاطبان قانع کننده نبود و منجر به ریزش شدید آنها شد.

    4- منفور شدن شبکه و جدا شدن کادر مجرب از آن:  برخی از عوامل و دست اندرکاران شبکه به دلایل مختلف از شبکه جدا شدند دلایلی مانند: · 

    منفور شدن شبکه (آنها می خواستند با حضور در شبکه ای که فکر می کردند مخاطب زیادی خواهد داشت و مبدائی برای آغاز دور جدید شبکه های ماهواره ای خواهد شد، برای خود وجه ای کسب کنند. عملکرد بد این شبکه انگلیسی موجب منفور شدن آن نزد مخاطبان شد و این امر سابقه چندین و چند ساله آنها را زیر سئوال برد. به همین دلیل تعداد زیادی از عوامل ودست اندرکاران این شبکه انگلیسی، عطای این شبکه را به لقایش بخشیدند و از این شبکه جدا شدند. افرادی مانند مهرداد پارسا، حسین فرجی، مسعود صدر، کامران محیط، رضا همایون، فیروزه باغبان، فرشته دانشفر، سمیرا قاسمی و ... ·

    اختلاف بین مدیریت شبکه و مجریان (در هر مدیریت و مجموعه ای اختلاف سلیقه و نظر امری طبیعی است. اما اگر نگاهی اجمالی به سابقه مدیریت مدیر شبکه انگلیسی من و تو داشته باشید در می یابید که این اختلافات طبیعی به نظر نمی رسد. شبکه آزادی به علت اختلاف مجریان و دست اندر کاران شبکه با مدیریت آن یعنی کیوان عباسی منجر به تعطیلی شبکه شد. در شبکه انگلیسی من وتو نیز بعد از مدتی، نحوه عملکرد و مدیریت کیوان عباسی باعث جدا شدن برخی از مجریان و دست اندر کاران از این شبکه شد. افرادی مانند آزاده حسینی، مریم تهرانی، سارا باغستانی، آوا صفا، سحر زند، جاوید جعفری، نسرین احمدی و ... به همین دلایل از شبکه جدا شدند. البته نه فقط جدا که برخی از این افراد بعد از جدا شدن از این شبکه انگلیسی به افشاگری، اسرار و مسائل پشت پرده این شبکه انگلیسی را فاش کردند. افشاگری های این افراد همان و ریزش برخی مخاطبان نیز همان. نا گفته نماند در حال حاضر نیز این اختلافات بین سایر مجریان و دست اندرکاران شبکه با کادر نظارت و امنیتی شبکه ادامه دارد. کادر نظارت و امنیت شبکه به دستور کیوان عباسی مدیر شبکه انگلیسی من و تو کلیه رفت و آمدها و حرکات و سکنات مجریان ودست اندرکاران شبکه را زیر نظر دارند.


    در تمامی قسمت های داخلی وخارجی شبکه افراد بایستی در دید دوربین باشند.

    صفحات مانیتور آنها موقع کار بایستی به اندازه ای باشد که دوربین به وضوح تصاویر و حتی نوشته های آن را ببیند و بخواند.

    رجوع به سایت های داخلی ایران غیر از بچه های اتاق خبر برای سایر افراد ممنوع است. هیچ شخصی موقع کار نباید تنها باشد. به این معنی که اگر کسی پشت سیستمی می نشیند و مشغول به کار می شود بایستی حتما در کنارش شخص دیگری باشد. (تنها کار کردن در محیط کار ممنوع(.

    آوردن هر گونه سیم کارت و گوشی شخصی در محل کار ممنوع است. و کارمندان موظفند سیم کارت وگوشی خود را در ابتدای ورود به ساختمان شبکه تحویل داده و سیم کارت و گوشی که مدیریت شبکه در اختیار آنها قرار می دهد را تحویل بگیرند. آوردن سیم کارت وگوشی شخصی در محیط کار تخلف بوده و جریمه نقدی و کمیته انظباطی را در پی خواهد داشت. کلیه خطوط تلفنی شخصی و حتی خانوادگی کارکنان شبکه شنود می شود. ورود افراد متفرقه به ساختمان شبکه ممنوع است. پارک کردن وسیله نقلیه از ساعت 7 صبح تا 18 عصر کنار ساختمان شبکه ممنوع است. تنظیمات فنی سیستم های کارمندان به گونه ای است که هر سه ثانیه از صفحه مانیتور عکس گرفته و ذخیره می شود. و.... همه اینها فضایی را ایجاد کرده که کار در این شبکه برای کارکنان نیز بسیار سخت و طاقت فرسا شود. اما چاره ای جز ماندن و کار در این شبکه وجود ندارد مخصوصا برای کسانی که از شبکه های دیگر به این شبکه آمده اند. زیرا شبکه های دیگر حاضر به پذیرش مجدد آنها نیستند. از طرفی کسانی که با این شبکه همکاری کرده باشند نزد ایرانیان مقیم اروپا و آمریکا وجهه خوبی نداشته و از آنها استقبال چندانی نمی شود. فضا بسیار امنیتی؛ کار به صورت شبانه روزی؛ ولی امنیت شغلی صفر.

    فضای امنیتی اطراف ساختمان شبکه انگلیسی من و تو

    به جز تعداد افراد اندکی که به نوعی وابستگی با مدیریت شبکه دارند بقیه کارمندان قرار دادی و ساعتی هستند. و هر وقت که مدیریت شبکه صلاح بداند آنها را اخراج خواهد کرد. جدا شدن برخی دست اندرکاران و اختلاف موجود بین کادر فعلی شبکه ضربه سهمگین دیگری را بر بدنه شبکه وارد کرد تا اندازه ای که شبکه را به حالت کما برده و منجر به تعطیلی شبکه من و تو 2 شد.

    کاهش یکباره کارمندان و دست اندرکاران و اختلاف موجود بین کادر فعلی با مدیریت شبکه موجب شد امکان ساپرت هر دو شبکه وجود نداشته باشد و به همین دلیل مدیران شبکه انگلیسی من و تو تصمیم گرفتند من و تو 2 را حذف کنند. شبکه من و تو 2 اگر چه از آرشیو بی بی سی تامین می شد اما کار دوبله و تدوین و .... آن نیاز به کادر متخصص و مجرب داشت که انصراف وجدا شدن یکباره برخی از دست اندرکاران، موجب تعطیلی این شبکه شد.  و این بزرگترین ضربه ای بود که می توانست بر بدنه شبکه و مدیریت آن وارد شود. به قول مهران عبد شاه بادکنکی که تا نهایت خودش باد شده بود به یکباره بادش خالی شد. برای توجیه این اتفاق و ظاهر سازی در مجامع عمومی اعلام شد که این دو شبکه قرار است با هم ادغام شوند. زیرا جمهوری اسلامی بر روی این شبکه ها پارازیت می اندازد و برای اینکه مخاطبان بتوانند هر دو شبکه را یکجا و بهتر ببینند. شبکه بر روی دو فرکانس دیگر نیز پخش خواهد شد. برای ظاهر سازی نیز یک نظر سنجی سوری در صفحه اول سایت گذاشته شد تا طبق معمول همه تقصیرها به گردن مخاطبان بیفتد.

    فرکانس های بعدی چه بود؟ یوتل ست. من در همان ابتدا مطلبی با عنوان جمع بستن به سبک انگلیسی منتشر کردم و پرده از این اتفاق برداشتم. اول اینکه این پارازیت بعد از گذشت یک سال به وجود نیامده بلکه از همان ابتدای تاسیس شبکه وجود داشت. پس چرا از همان ابتدا شبکه من و تو را به یک و دو تقسیم کردید؟ آیا غیر از این بود که پارازیت برای هر دو شبکه وجود داشت (هم من و تو1 و هم من و تو 2) پس چرا من و تو 2 حذف شد؟ اگر قرار است یکی شوند چرا نام شبکه من و تو نشد؟ چرا من و تو 1؟ چرا من و توی 2 نه؟ مگر این دو شبکه ادغام نشدند چرا باز من و تو1 باقی ماند؟ آیا به این دلیل نبود که وقتی مشکلات برطرف شد دوباره من و تو 2 راه اندازی شود و ....؟ اگر به دلیل مشکل پارازیتی و به قول مدیریت شبکه برای بهتر دیده شدن شبکه، بر روی فرکانس دیگری رفتند چرا فرکانسی را انتخاب کردند که تقریبا همه شبکه های سیاسی در آن فرکانس بودند؟ همه می دانند پارازیت بر روی شبکه های سیاسی بیشتر از سایر شبکه هاست؟ آیا از پارازیت فرار کردن و به معدن پارازیت پناه بردن پاسخ عاقلانه ای به مخاطبان است؟ در آن زمان دم خروس آنها را با همین مختصر افشا شد.



  • نظرات() 
  • طعمه جدید صادق صبا؛

    علیا حضرت فرح، طعمه جدید صادق صبا بعد از پونه قدوسی؛


     

    چندی پیش خبری عجیب در سایت های مختلف منتشر شد با این عنوان " کلاهبرداری بی بی سی فارسی و صادق صبا از شهبانو فرح پهلوی، هر چند که به بهانه انتشار این خبر توهین های زیادی به بانوی اول ایران زمین شد اما متاسفانه اصل ماجرا  مطلبی غیر قابل انکار است.

    ماجرا از این قرار است که در ماجرای بازدید شهبانو فرح از بی بی سی و دیداری محرمانه با صادق صبا مدیر بخش فارسی بی بی سی، شهبانو که در طول این 33 سال از هیچ کوششی برای تأمین مالی گروه های وفادار به سلطنت کوتاهی نکرده ، با توجه به نقش فعال بی بی سی فارسی در رساندن صدای جنبش سبز به فرا سوی مرز های ایران ، وعده پرداخت مبلغی  به بی بی سی برای کمک به گسترش اطلاع رسانی درسرزمین آریایی را به صادق صبا می دهد.

    صبا که از این ماجرا ذوق زده شده و همچنین بنابر شنیده هایش میدانست که ایشان کمک های فراوانی در این سال ها به وفاداران اعلی حضرت نموده است و حتی با اینکه چندین بار نیز افرادی بیشرمانه از ایشان پول های کلان به بهانه مبارزه و ساقط نمودن حکومت ایران گرفته اما متواری شده بودن ولی با اینحال شهبانو همچنان به کمک های خود ادامه میدهد، باچاپلوسی به ایشان می گوید: با توجه به اینکه شما و خاندان پهلوی در ایران طرفداران و حامیان زیادی دارید اما طی سال های اخیر بنابر فضای بسته ایران نتوانسته اند از فعالیت های شما مطلع گردند و اصلا نمیدانند که شما الان در چه وضعیتی هستید ، لازم است که اجازه دهید تا درباره خاندان پهلوی و وضعیت کنونی و فعالیت هایتان با شما مصاحبه نماییم و در همین موضوع مستندی را تولید و پخش کنیم. وی در ادامه پیشنهاد می کندکه حالا که شهبانو قصد کمک دارند بهتر است این کمک در قالب یک خدمت متقابل از سوی ما نیز باشد تا مبادا مخالفان ما در ایران پس از انتشار مستند بهانه به دست بگیرند و ما را متهم به سفارشی بودن برنامه هایمان بکنند.

    شهبانو از این همه چاپلوسی صادق صبا ناراحت می شوند و می گویند: من این مبلغ را فقط بخاطر آزادی ایران کمک می کنم و در قبال آن انتظار خاصی از بی بی سی ندارم. اما صادق صبا با اصرار زیاد میگوید: مخاطبان زیادی از بی بی سی درخواست دارند که از شما و خانواده شما بیشتر بدانند..

    به هر حال  شهبانو فرح قانع می شوند که در تهیه این مستند با بی بی سی همکاری نمایند.

    اما بر خلاف سیستم اداری بی بی سی فارسی که حتی در تبلیغات آن یک شماره حساب برای واریز مبالغ اهدایی مشخص گردیده است ، صادق صبا از شهبانو فرح می خواهد که مبلغ را مستقیما به حساب شخصی اش واریز نماید، تا وی با یک گروه بسیار حرفه ای که خارج از مجموعه بی بی سی باشند برای این امر قرارداد ببندد تا اگر مورد اعتراض قرار گرفت اعلام کند که این فیلم توسط جایی غیر از مجموعه بی بی سی ساخته شده و ما فقط پخش کننده آن هستیم..

    در نهایت علیاحضرت مبلغ دویست هزار پوند به عنوان پیش پرداخت به مدیر بخش فارسی بی بی سی می پردازد .

    صادق صبا پس از دریافت مبلغ مذکور تولید فیلم مستند را در ظاهر به یک گروه خارجی واگذار می کند اما در واقع این گروه خارجی متشکل از چند ایرانی بوده که سابقه مبارزه علیه خود اعلی حضرت را در کارنامه شان دارند و در نهایت مستندی بسیار ضعیف و ابتدایی که بیشتر به مخدوش کردن چهره خاندان سلطنتی میپردازد ،تولید می شود که اعتراض بسیاری از وفاداران شاهنشاهی را به دنبال دارد. پس از اعتراضات فراوان و همچنین قضیه فساد اخلاقی صادق صبا که اعلام شد وی به یکی از مجریان شبکه تلویزیونی شبکه تحت امرش یعنی پونه قدوسی به زور تجاوز نموده که حتی در روز نامه های بین المللی نیز بازتاب داشت ، شهبانو که همواره داعیه دار حمایت از حقوق زنان بوده ، به خشم آمده و با توجه به اینکه صبا سر خود ایشان را نیز کلاه گذاشته بودنسبت به این بی حیایی های صادق صبا که به خدشه دار شدن وجهه مخالفان حکومت ایران انجامیده است و همچنین پخش مستند بسیار ضعیف شدیدأ اعتراض نموده و درخواست پس گرفتن پول خود را برای کمک به دیگر مخالفان میکند. اما در مقابل سران بی بی سی و در رأس آنها صادق صبا سعی  می کنند این فیلم را به یک مستند ساز مستقل نسبت دهند و خود را تبرئه کنند. سپس صادق صبا با جسارت تمام در تماسی با شهبانو درخواست مبلغ بیشتری از ایشان می کند. اما شهبانو فرح ضمن امتناع از این امر؛ این ماجرا را در برخی محافل مطرح می نماید و حتی وی را به شکایت در محاکم قضایی انگلیس تهدید میکند تا بیشتر از این باعث خراب شدن مخالفان حکومت ایران نشود.

    در خبری که اخیرا منتشر شده است سایت افشاگر ویکی لیکس اعلام کرده است طبق اسنادی که در اختیار داشته و حالا مبادرت به انتشار آن نموده است ،در ایام عید مخصوص مسیحیان (عیدپاک) که باحضور بسیاری از شخصیت های سیاسی و خانواده های سلطنتی جهان در کاخ سلطنتی انگلیس برگزار می شود، ملکه فرح نیز به عنوان مهمان افتخاری حضور داشت و باتوجه به دوستی دیرینه ای که با ملکه بریتانیا دارد ماجرای کلاهبرداری بی بی سی از ایشان را با ملکه بریتانیا درمیان می گذارند و گلایه میکنند که این برای رسانه دولتی بی بی سی که مستقیمأ زیر نظر ملکه اداره میشود ، خوب نیست که عده ای بر آن حاکم باشند که دارای مفاسد اخلاق و همچنین مالی باشند.

    ملکه انگلستان هم ضمن دلجویی از  بانوی اول ایران زمین شهبانو فرح قول داده که این مسئله را شخصا پیگیری نماید.

    بنابر مدارک سایت ویکی لیکس ملکه بریتانیا از مارک تامسون، رئیس بی بی سی در این باره توضیح خواسته است و او هم ضمن اقرار به ماجرای تجاوز صبا به پونه قدوسی ؛ قول پیگیری این قضیه و بازگرداندن پول علیا حضرت را میدهد

    سایت ویکی لیکس نوشته است که ملکه بریتانیا از تامسون درخواست برکناری مدیر بخش فارسی بی بی سی یعنی " صادق صبا" را میکند که رئیس بی بی سی  از ملکه میخواهد تا پیدا کردن جایگزینی برای این کلاهبردار ، وی موقتأ به اداره بی بی سی فارسی بپردازد.

    امیدواریم اگر چه تامسون در ماجرای تجاوز صبا به مجری شبکه اش کوتاه آمد ، اما در این ماجرا چون پای ملکه انگلیس درمیان بوده و وی نمیتواند شانه خالی کند ، شاید وی با بازپس گیری حق شهبانوی گرامی بتواند دوباره جایگاه خود را در این شبکه استوار نگهدارد.



  • نظرات() 
  • مدیر شبکه او آی پی ان؛

    مهران عبدشاه: چرا دیدگاه رابرت مرداک و صاحب من و تو1 یکی است؟!


     


    با توجه به پست قبلی  که در آن صحبت های مهران عبد شاه مدیر شبکه  OIPN را برای شما به نمایش گذاشتم، یکی از مهمترین مطالبی که مهران عبد شاه در صحبت هایش به آن اشاره کرد این نکته بود که:«دیدگاه رابرت مرداک صاحب شبکه فارسی وان  و صاحب شبکه من و تو 1 یکی است».

    حال با توجه به این گفته ها سوال های زیادی در ذهن مخاطبین به وجود آمده است که چرا دیدگاه صاحب شبکه من و تو 1 با رابرت مرداک که شخصی یهودی و صاحب شبکه ها، و نشریات پرنو و آنچنانی است یکی است؟

    آیا به خاطر هماهنگی بین برنامه های دو شبکه از لحاظ فرهنگی است؟

    آیا به خاطر  بسته بودن دو شبکه و کمی ارتباط با مخاطب است؟

    آیا به خاطر این است که دو شبکه فارسی وان و من و تو  بودجه کلان دارند و توسط پذیرش آگهی تامین نمی شوند؟

    آیا به خاطر انتخاب عوامل و دست اندر کاران یهودی و بهائی است؟

    آیا به خاطر انتخاب برنامه هایی که بیشتر به ترویج فرهنگ اروپایی و آمریکایی می پردازند مانند سریال های فارسی وان و برنامه بفرمایید شام و... در من و تو؟

    آیا به خاطر این که اعتقاد مذهبی رابرت مرداک مدیر شبکه فارسی وان و کیوان عباسی مدیر شبکه من و تو بسیار نزدیک به هم است؟

    آیا به خاطر این که هر دو شبکه ترویج فمنیسم می کنند؟

    آیا به خاطر این که هر دو شبکه وابستگی خاصی به کشور انگلیس دارند؟

    آیا به خاطر این که هر دو شبکه فارسی وان و من و تو غالب برنامه هایشان را به خانواده های و جوانان و زنان اختصاص داده اند؟

    آیا به خاطر این که مدیریت هر دو شبکه فارسی وان و من و تو به روابط آزاد جنسی معتقدند و آن را در برنامه های شبکه های خود ترویج می کنند؟

    آیا به خاطر حمایت رابرت مرداک  مدیر شبکه فارسی وان و کیوان عباسی مدیر شبکه من و تو از همجنس بازان است؟

    آیا....؟

    شما چه فکر می کنید؟

    به نظر شما علت اینکه به گفته آقای مهران عبد شاه مدیر شبکه او آی پی ان، دیدگاه رابرت مرداک مدیر شبکه فارسی وان و کیوان عباسی مدیر شبکه من و تو با هم یکی است چه می تواند باشد؟

    منتظر حضور سبزتان هستم.



  • نظرات() 
  • ما عضو انجمن همجنس بازان لندن هستیم!!

    ما عضو انجمن همجنس بازان لندن هستیم!!



    در پی انتشار خبری از سوی باشگاه خبرنگاران مبنی بر نحوه گزینش نیروی انسانی در شبكه انگلیسی من و تو که بر اعتقاد راسخ به فرقه ضاله بهائیت تاکید می کرد اسناد جدیدی از وابستگی شبكه انگلیسی من و تو به این فرقه انگلیسی ساخته در فضای مجازی به دست آمده است.

    به گزارش باشگاه خبرنگاران ؛ هفته گذشته تصاویر وبلاگ رها اعتمادی در خصوص شروط اصلی استخدام در شبکه من و تو از سوی باشگاه خبرنگاران منتشر شد که پرده از فعالیت های فرقه ای در این شبکه بر می داشت.

    در وبگردی های دیگر صورت گرفته از سوی خبرنگار این گروه ، اسناد دیگری در فضای مجازی و از دیگر عوامل این شبکه ضد اخلاقی و ضد دینی بدست آمده است که حکایت از رواج انحطاط اخلاقی در این شبکه و اعتقاد راسخ مدیران و مجریان آن به فرقه ضاله بهائیت دارد.

    بر اساس پست های ارسال شده كیوان و مرجان عباسی از مدیران ارشد من وتو به فرقه ضاله بهائیت اعتقاد راسخ دارند و قبله خود را سرزمین های اشغالی که خواستگاه این فرقه انحرافی است می دانند.


    رها اعتمادی از دیگر مدیران ارشد شبكه انگلیسی من و تو که فردی بهایی زاده است سعی وی‍ژه ای در ترویج احکام ضد اسلامی که در موازات کامل با فرقه بهائیت هستند دارد و آنطور كه در وبلاگ رها اعتمادی آمده وی و دو مجری دیگر این شبكه به نام های امید و تیام در انجمن همجنس بازان لندن عضویت دارند.

                
    پریسا مجری برنامه من و تو پلاس که از دیگر دنباله روان فرقه ضاله بهائیت است، در پستی از وبلاگش روابط نامشروع را تایید کرده و عنوان می کند كه بر طبق آیین ضاله بهائیت این عمل منعی ندارد.

    ندا كه پیش از این گزارشگر شبكه خواهر خوانده من و تو یعنی بی بی سی فارسی بوده است بر اساس گفته های خود در وبلاگش از دیگر عناصر بهایی فعال در شبکه ضد اسلامی و ضد اخلاقی من و توست.


    البته شبکه من و تو فقط در زمینه ترویج فرقه ضاله بهائیت فعالیت نمی کند و تبلیغ فرقه های دیگری همچون فرقه شیطان پرستی در صدر اهداف در حال اجرای این شبکه بهایی است.



  • نظرات() 
  • شرایط مجری گری در شبکه من و تو؛

    شرایط مجری گری در شبکه من و تو؛


    شبکه من و تو در آگهی استخدام مجری‌گری خود که اخیراً منتشر کرده است، به صراحت بهایی بودن مجری‌ها و باز بودن مدیریت شبکه در انتخاب نوع پوشش زنان داوطلب مجری‌گری را از شرایط پذیرش آن‌ها دانسته است.

    رها اعتمادی که فردی بهایی زاده و از خانواده خدمتکاران دربار شاه است در سال ۲۰۱۰ با همکاری رسمی دربار انگلیس و چند نفر از عوامل دیگر، شبکه من و تو” را که از همان ابتدا لقب خواهرخوانده بی بی سی فارسی را یدک می کشید راه اندازی کرد تا این شبکه از همان ابتدا با تفکری بهایی – صهیونیستی و ضد ایرانی پا به عرصه وجود بگذارد

    رها اعتمادی در جدیدترین آگهی استخدام این شبکه که در وبلاگش منتشر کرده سه شرط اصلی را برای پذیرفته شدن به عنوان مجری در این شبکه را اعتقاد راسخ به فرقه ضاله بهائیت، مخالفت با جمهوری اسلامی ایران و آمادگی برای استفاده از لباس‌های نیمه عریان عنوان می‌کند. اعتمادی از چند سال پیش با پشتیبانی همه جانبه و البته غیر علنی عوامل بی بی سی گروهی به نام جوانان بدون مرز” را برای ضدیت با جمهوری اسلامی ایران راه اندازی کرد و تمامی عناصر همسو با فرقه ضاله بهائیت و ضد جمهوری اسلامی ایران را شناسایی و هسته اولیه من و تو را با آنها شکل داد.

    البته پیش از این هم نقل قول های بسیاری در خصوص پشت پرده بهایی عوامل و مجریان این شبکه مطرح بود که اکنون با فرو افتادن پرده‌ها، سند رسمی بهایی بودن این شبکه به ظاهر فرهنگی – اجتماعی علنی شد.

    اگرچه که دو شبکه سلطنتی بی بی سی فارسی و من و تو جدا از هم فعالیت می کنند اما منبع تغذیه نیرو و مجریان آنها یکی است و عوامل این دو شبکه در هم تنیده و پشتیبان استراتژیک اهداف ضد ایرانی یکدیگر هستند.



  • نظرات() 
  • سایت من و تو تعطیل شد!

    سایت من و تو تعطیل شد!




    به دنبال افشای اسرار پشت پرده شبکه من وتو در وب سایت شخصی یکی از مجریان این شبکه و اعتراض گسترده مخاطبین، عوامل این شبکه در راستای فرار از پاسخگویی به مخاطبین مجبور شدند تا چند روز سایت شبکه من و تو را مسدود کنند.

    ه گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی جام نیوز،عوامل شبکه من و تو به دنبال افشای اسرار پشت پرده این شبکه توسط یکی از مجریان باسابقه شان ترجیح دادند برای فرار از پاسخگویی به بینندگان برای مدتی – تا آب ها از آسیاب بیافتد- سایت شبکه من و تو را مسدود کنند.

    گفتنی است رها اعتمادی، یکی از مهمترین و معروف ترین مجریان شبکه من و تو که از ابتدای تاسیس شبکه در آن حضور داشته، مدتی پیش با مدیران من و تو بر سر مسائل مختلف اعم از تهیه برنامه، سانسور در شبکه و مسائل مالی اختلاف پیدا کرد. این اختلاف تا آنجایی پیش رفت که وی در وب شخصی اش برخی مسائل محرمانه شبکه اش را فاش نمود. رها اعتمادی در جدیدترین آگهی استخدام شبکه من و تو، سه شرط اصلی برای پذیرفته شدن به عنوان مجری در این شبکه را: اعتقاد راسخ به فرقه ضاله بهائیت، مخالفت با جمهوری اسلامی ایران و در اختیارقرارگرفتن نوع پوشش مجریان زن با مدیریت شبکه عنوان کرده بود.

    شایان ذکر است تنها راه ارتباطی مخاطبین شبکه من و تو برای اعتراض یا پیشنهاد درباره برنامه ها، وب سایت و فیس بوک این شبکه می باشد.



  • نظرات() 
  • آغازی بر پایان شبکه من و تو!

    آغازی بر پایان شبکه من و تو!


    در پی افشای برخی اطلاعات محرمانه شبکه من و تو در وب شخصی رها اعتمادی مبنی بر شرایط استخدام در این شبکه، مدیر شبکه او آی پی ان، ضمن تشبیه شبکه من و تو1 به بادکنکی که بادش در حال خالی شدن است، تعطیلی این شبکه را همانند شبکه من و تو2 پیش بینی کرد.

    رها اعتمادی یکی از مهمترین و معروف ترین مجریان شبکه من و تو است که از ابتدای تاسیس شبکه من و تو حضور داشته و حتی تیزر تبلیغاتی شبکه نیز با تصویر وی ساخته شده است. وی مدیریت کنترل کیفیت شبکه من و تو 2، اجرای برنامه های آکادمی گوگوش، من و تو پلاس و برنامه جواب را بر عهده داشت.

    رها اعتمادی مدتی پیش با مدیران شبکه بر سر مسائل مختلف اعم از تهیه برنامه، سانسور در شبکه و مسائل مالی اختلاف پیدا کرد. این اختلاف تا آنجایی پیش رفت که رها اعتمادی در وب شخصی خود برخی مسائل محرمانه شبکه از قبیل حمایت های مالی فرح پهلوی از شبکه من و تو را فاش نمود.

    این کار موجب شد تا مدیران شبکه، وی را مدتی از کار تعلیق نموده و برنامه جواب را که توسط رها اعتمادی اجرا می شد به صورت موقت به شخص دیگری به نام امید خلیلی تجریشی واگذار نمایند که البته واکنش منفی دوستان چندین و چند ساله رها اعتمادی یعنی تیام بصیر (کارگردان وتهیه کننده برنامه بفرمایید شام) و سمیه عابدین زاده (سمی آرین کارگردان و تهیه کننده برنامه جواب) را نیز در پی داشت.  اعتراض مجریان فوق نیز نه تنها به جایی نرسید بلکه موجب منزوی شدن آن دو نیز گردید. در پی اعتراض این افراد برنامه " تهران برای من جیغ بزن" به طور کامل حذف و برنامه بفرمایید شام نیز به حاشیه کشیده شد. رها اما بعد از مدتی با وساطت و پا درمیانی حسن اعتمادی (پدر رها؛ سردبیر برنامه اتاق خبر این شبکه) و ناصر اعتمادی (عموی رها)، دوباره به صورت آزمایشی به کار در این شبکه مشغول شد. اما حضور وی بسیار محدود و کم رنگ شده و حیطه اختیارات و وظایف آن به شدت کاهش پیدا کرد.

    از طرفی محدودیت ها، سخت گیری ها و شرایط خاص تهیه و اجرای برنامه که بعد از اختلاف با مدیریت شبکه برای رها اعتمادی ایجاد شده بود موجب ناراحتی وی گردید. اما چیزی که از همه بیشتر رها از آن رنج می برد، تغییر نام برنامه اختصاصی وی یعنی جواب به برنامه پاسخ بود. اعتراض شدید رها به مدیر شبکه باز هم به نتیجه نرسید و برای چندمین بار زخم کهنه اختلاف بین رها اعتمادی و کیوان عباسی، سر باز زده و رها در اقدامی دیگر دست به افشای اطلاعات محرمانه شبکه مانند شرایط استخدام در شبکه من و تو در وب شخصی خود زد. اعتمادی در جدیدترین آگهی استخدام این شبکه که در وب شخصی اش منتشر کرده سه شرط اصلی برای پذیرفته شدن به عنوان مجری در این شبکه را: اعتقاد راسخ به فرقه ضاله بهائیت، مخالفت با جمهوری اسلامی ایران و در اختیار قرار گرفتن نوع پوشش مجریان زن با مدیریت شبکه عنوان کرده بود.

    فاش شدن اطلاعات محرمانه شبکه من و تو در وب شخصی رها اعتمادی بازتاب گسترده ای در رسانه ها، خبرگزاری ها و سایت های داخل و خارج داشت که نتیجه آن ایجاد موج اعتراض گسترده مخاطبین و بینندگان علیه این شبکه در فضای مجازی بود. حجم اعتراضات تا اندازه ای پیش رفت که شبکه من و تو مجبور شد در دو برنامه جواب و من و تو پلاس بر اتفاقات رخ داده سرپوش گذارد. نکته قابل توجه اینکه در حالی که پوشش دو مجری زن برنامه من و تو پلاس و گرایش به بهاییت آن دو نشان از حقیقت گویی رها اعتمادی داشت و به عنوان سند غیرقابل انکار افشاگری های همکار سابق خود -رها اعتمادی- محسوب می شوند برای اینکه خود را از قربانی شدن تحت سیاست های مدیر شبکه نجات دهند، با تخریب ضمنی رها اعتمادی، تمام قد از سیاست های کلان شبکه من و تو حمایت کردند.

    البته این اختلافات قبلا توسط منصور سپهربند مجری شبکه امید ایران، شهیار قنبری (خواننده)، شهرام همایون (مدیر شبکه کانال یک)، ضیاء آتابای (مدیر سابق ان آی تی وی) ومهران عبد شاه (مدیر سابق شبکه آی پی ان) مطرح شده بود.

    حتی مهران عبد شاه، مدیر شبکه او آی پی ان، علت تعطیلی شبکه من و تو 2 را وجود این اختلافات در شبکه من و تو عنوان کرده بود که البته اظهارات مدیر این شبکه لس آنجلسی قریب به ذهن نیز می باشد زیرا مدیریت کنترل کیفیت شبکه من و تو 2 را رها اعتمادی بر عهده داشت و تعطیلی شبکه من و تو 2 درست در زمان به وجود آمدن اختلافات بین رها اعتمادی و دوستانش با مدیریت شبکه اتفاق افتاد.

    ناگفته نماند این اولین دفعه ای نیست که اختلاف مدیر شبکه من و تو با مجریان و دست اندر کاران شبکه به جاهای باریک کشیده شده و موجب جدایی این مجریان از شبکه شده است. چندی پیش یکی دیگر از مجریان شبکه من و تو به نام آزاده حسینی به دلیل همین اختلافات از شبکه جدا شده و در مصاحبه ای، علیه شبکه من و تو دست به افشاگری زد.

    طبق گفته مهران عبد شاه (مدیر سابق شبکه او آی پی ان) سابقه کیوان عباسی – مدیر فعلی شبکه من و تو و مدیر سابق تلویزیون سیاسی فارسی زبان آزادی- نشان می دهد که وی در برخورد با مجریان شبکه هیچ گونه انعطافی از خود نشان نمی دهد و همین امر موجب جدا شدن مجریان از وی می شود.

    برخورد کیوان عباسی با مجریان و کارمندان خود از قبیل بهروز صور اسرافیل و رضا فاضلی موجب شد تا تلویزیون آزادی با شکست مواجه شده و تعطیل شود.

    کارشناسان و تحلیلگران بر این عقیده اند که با توجه به کارنامه بد مدیریت شبکه من و تو و اختلافات موجود در آن، این شبکه تا مدت زیادی دوام پیدا نخواهد کرد و به زودی شاهد از هم پاشیدن شاکله اصلی شبکه و تعطیلی آن مانند شبکه آزادی خواهیم بود.

    شایان ذکر است مهران عبدشاه، با اشاره به ناکارآمدی شبکه من و تو، آن را به بادکنکی تشبیه کرد که بادش خالی شده است. وی تعطیلی شبکه من و تو1 را مانند من و تو 2 اینگونه پیش بینی کرد: «شبکه من و تو مانند بادکنکی است که به اصطلاح " بادش خالی شده" است. این شبکه یک بادبادک پربادی بود که به سمت بالا حرکت می کرد ولی اکنون باید با استفاده از فوت، این بادکنک را بالا نگه دارند، چرا که کم کم مثل بادکنک آفتاب خورده خالی شده و به سمت پایین سرازیر شده است و شاید در ابتدای کار سر بادکنک را محکم نکرده اند. و همانطور که شبکه "من و تو 2" پس از مدتی بسته شد اکنون نوبت " من و تو1 " می باشد.»



  • نظرات() 
  • صحبت های مهران عبد شاه (مدیر شبکه OIPN) در مورد شبکه من و تو1

    صحبت های مهران عبد شاه (مدیر شبکه OIPN) در مورد شبکه من و تو1


    وقتی در جمع دوستان صحبت شبکه های پر بیننده شد اسم شبکه من و تو1 رو شنیدم!!! در ابتدای امر گفتم که شاید این شبکه قوی باشه اما وقتی برنامه های این شبکه رو دیدم متوجه شدم که این شبکه برنامه های تکراری شبکه های دیگر رو پخش می کنه مثل صمد خوشبخت می شود و ... که این برنامه برای شبکه ماست

     با خودم گفتم من و تو با این همه دبدبه و کبکبه!!! و این بودجه کلان و برنامه هایی مثل آکادمی گوگوش و... اینقدر ضعیف شده که داره برنامه های تکراری!(اشاره به سریال صمد آقا) بقیه شبکه ها رو پخش می کنه؟! پس با این حساب اوضاع شبکه من و تو مثل یه بادکنکیه که اولش خیلی پر باده اما وقتی چند وقتی میگذره بادش خالی میشه.

     شبکه من و تو باید مواظب باشه که برنامه های شبکه ما رو به اسم خودش تموم نکنه...

     اگر من و تو بخواد این جوری کار کنه من مجبورم که در باره شبکه من و تو اسراری رو فاش کنم مثلا درباره اینکه چرا اسم شبکه شده  "من و تو" یا اینکه چرا شبکه من و تو 2 رو تعطیل کردند و اهداف پشت پرده این شبکه رو بیان کنم و صاحب اصلی شبکه من وتو را معرفی که اصلا به نفع شبکه من و تونیست ...

    حالا بهتره که کمی درباره کیوان عباسی که خودش رو صاحب اصلی این شبکه می دونه بگم: ایشون ابتدا با پدر و خانواده اش در شبکه آزادی بودند و مدیریت این شبکه رو به عهده داشتند که به خاطر مدیریت ضعیف کیوان عباسی باعث شد که اسپانسر آمریکایی شبکه آزادی از اونها حمایت نکنه وشبکه تعطیل بشه... بعد از اون هم همراهان کیوان عباسی به شبکه پارس پیوستند...

     حالا شاهد این هستیم که کیوان عباسی با سابقه شکست قبلی خودش تو شبکه آزادی اومده شبکه من و تو رو تاسیس کرده که فقط در یک برنامه اون به اسم آکادمی گوگوش یک ملیون دلار یه یک کارشناش(گوگوش) پول می ده! که فقط تو برنامه اش در مورد شرکت کنندها نظر بده! که شاید این کار بیننده های زیادی را جلب کنه! ...

    درباره شبکه فارسی وان هم بگم که این شبکه فقط داره سریال هایی رو پخش می کنه که در کشور های سازنده این فیلمها هم، مجوز پخش این فیلم ها صادر نشده و صاحب اصلی این شبکه هم رابرت مرداکه...

    و این از یک نظرخوبه که صاحب شبکه رو معرفی کردن

    البته نوع بینش صاحب من و تو 1 و رابرت مرداک همسو است و چه خوبه که صاحب اصلی شبکه من و تو هم معرفی بشه...

     



  • نظرات() 
  • چرا شبکه من و تو؟ چرا شبکه ما نه؟

    بازم سلام

    همان طور که قبلا گفتم و همه می دانند شبکه من و تو از انگلیس (لندن) با بودجه میلیاردی دولت انگلیس پا به عرصه شبکه های ماهواره ای نهاد.

    به عنوان مثال یک قلم از این بودجه میلیاردی به خانم گوگوش بابت حضور دراین شبکه داده شده است.

    خانم گوگوش که سالی یک بار در این شبکه حضور پیدا کرده و برنامه ای تحت عنوان آکادمی موسیقی را رهبری کرد بابت این کار هزینه ای یک میلیارد دلار حق الزحمه دریافت نمود. یعنی بابت هر بار 500 هزار دلار

    این همه هزینه برای چیست؟

    اما سخن اصلی من چیز دیگری است. مطلبی که این بار می خواهم شما را متوجه آن کنم این است که چرا اسم شبکه من و تو، من و تو شد؟

    چرا شبکه ما نشد؟ چرا ما را از هم جدا کرده و عنوان شبکه را من و تو گذاشتند؟

    بعد چرا حالا که قرار است من و تو شود، چرا من و توی 1 و من و تو 2 ؟

    منتظر پاسخ ها و تحلیل های شما عزیزان هستم. در پست بعدی به سئوالات فوق پاسخ خواهم گفت.



  • نظرات() 
  • زندگینامه پانته آ مدیری

    گزیده از زندگی نامه پانته آ مدیری مجری اتاق خبر شبکه من و تو

    پانته آ مدیری مجری برنامه : اتاق خبر ، تونل تاریخ

    اومتولد 1350 استان کرمانشاه محله فیض آباد است. محلهٔ فیض‌آباد یکی از قدیمی ترین محله های کرمانشاه است  و در نزدیکی یکی از پنج دروازه ورودی به شهر قرار داشته که در میان کرمانشاهیان به دروازهٔ یهودی‌ها معروف بوده ‌است. طایفه مدیری ها از طوایف یهودی در کرمانشاه به حساب می آید و پانته آ نیز یک یهودی زاده است. پدر پانته آ، محسن مدیری از کارمندان ساواک در زمان محمد رضا پهلوی بود که بعد از انقلاب 57 خانه نشین شد. پدر پانته آ (محسن مدیری) از لحاظ رتبه و جایگاه شغلی، شخص چهارم ساواک در کرمانشاه محسوب می شد. او شاگرد و دست پرورده حسین همدانیان به شمار می رفت و کلیه کارهای اجرایی حسین همدانیان به دست پدر پانته آ(محسن مدیری) انجام می گرفت.

    تقریبا می شود گفت همه کسانی که کارشان به ساواک افتاده محسن مدیری  را به خوبی می شناسند. پدر پانته آ مدیری یکی از بزرگان یهود در کرمانشاه بود. هر ماه بزرگان شهر در خانه آنها جمع می شدند و در مورد فعالیت های قومی و مذهبی در کرمانشاه و حتی استان های دیگر بحث می کردند. در آخر نیز هر شخص به فراخور مسئولیتی که داشت هزینه ای در راستای تقویت قوم یهود در ایران پرداخت می کرد. هزینه های جمع شده در صندوقی که مدیریت آن را محسن مدیری (پدر پانته آ) بر عهده داشت قرار داده می شد تا طبق زمان بندی و اولویت های قوم، خرج و مصرف شود. هزینه های موجود به اضافه کمک هایی که ساواک و ارگان های دیگر به این صندوق می کردند همه و همه در دست پدر پانته آ مدیری بود. نام گروه و جلسه فوقUFK   (مخفف یهودیان فعال کرمانشاه) است. این گروه هم اکنون در شهرستان کرند است ولی از لحاظ  کمیت افراد گروه بسیار کمتر شده و به تبع آن نیز فعالیت ها دیگر حالت سابق را ندارد. علت اصلی کم رنگ شدن فعالیت گروه UFK  (یهودیان فعال کرمانشاه) مهاجرت اکثر این یهودیان در سال های بعد از انقلاب به اسرائیل است. هدف سران صهیونیستی از این مهاجرت تشکیل دولت یهود در سرزمین موعود یهودیان، یعنی همان فلسطین اشغالی است. بعدها محسن مدیری به دلایل مختلف از رهبری گروه UFK   کنار گذاشته شد. محسن مدیری در خاطرات خود، دلایل کنار گذاشته شدنش را به چند امر مهم وابسته دانسته که این امور به قرار زیر هستند: 1-      فعالیت در ساواک شب و روز نداشت و هر موقع نیاز بود باید در محل، حاضر می شدم لذا نمی توانستم به کارها و فعالیت ها نظم درستی بدهم به همین دلیل خودم پیشنهاد دادم که مسئولیت گروهUFK   (یهودیان فعال کرمانشاه) به شخص دیگری واگذار شود. 2-      چون من از لحاظ سیاسی شخص کاملا شناخته شده ای بودم و مردم از سابقه فعالیت و کارهایی که در بازداشتگاه های ساواک انجام داده بودم خبر داشتند، خیلی زود لو می رفتم و احتمال می رفت شاکله گروه به هم بخورد لذا تصمیم گرفته شد که من مسئول نباشم. مسئولیت گروه UFK   بعد از محسن مدیری به شخصی به نام "عزیز شاه دوست" و بعد از آن نیز به "نادر همایونی" واگذار شد. اکثر یهودیان و اعضای این گروه بعد از انقلاب و در پی حمایت های دولت انگلیس و رژیم صهیونیستی به اسرائیل مهاجرت کرده و در آنجا ماندگار شدند. تنها حلقه ای از دوره دیده های کارهای تیمی و تشکیلاتی باقی ماندند تا پلی باشند میان حلقه داخلی ایران و اسرائیل و این گروه هنوز در کرند در حال فعالیت هستند. از گروه های جدید و تاسیس توسط این تشکیلاتUFK    را می شود گروه شیطان پرستان در شهرستان صحنه و کرند نام برد که فعالیت های زیادی نیز تا به حال انجام داده اند. سال 1355 اوج فعالیت های تشکیلاتUFK   بود و تا سال 1357 این فعالیت ها به صورت چشم گیری گسترش یافت اما بعد از سرنگون شدن رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران فعالیت های این گروه نیز با سختی های فراوانی مواجه شد و رفته رفته از این فعالیت ها کاسته شد.

    زمانی که انقلاب شد پانته آ فقط 7 سال داشت. مادر پانته آ مدیری  به علت مشکلاتی که برای همسرش به وجود آمده بود مجبور شد پرونده دختر خود (پانته آ مدیری) را از دبستان هدف در خیابان وزیری سابق (نواب فعلی) کرمانشاه بیرون آورده و هنوز پانته آ سال اول دبستان را به پایان نرسانده مجبور به ترک تحصیل شد. پدر پانته آ به دلیل سوابق تاریکش در ساواک و تشکیلات UFK   مجبور بود برای اینکه شناسایی نشود به صورت پنهانی از این شهر به آن شهر برود. به همین دلیل برخی او را مشهدی، برخی شمالی و عده ای نیز او را تبریزی می دانند. زیرا او سال اول را در تبریز و سپس یک سال در شمال و در آخر یک سال را در کنار یهودیان مشهد سپری کرد. پانته آ از آن دوران به دوران آوارگی خود یاد می کند و می گوید: «نه درسی نه دوستی نه همسایه ای. تقریبا ارتباطمان با همه کس و همه جا قطع بود. حتی برای خرید از مغازه  بقالی  نیز امنیت نداشتیم. هر آن احتمال می دادیم که به خانه مان بریزند و پدر و مادرم را دستگیر کنند. اصلا اوضاع خوبی نبود. از آن زمان جز ترس و وحشت و افسردگی چیزی خوبی به یاد ندارم.» این آوارگی 3 سال به طول انجامید و سرانجام پانته آ مدیری به همراه خانواده اش در سن 10 سالگی از ایران خارج و در سال 1360 به صورت قاچاقی به ترکیه فرار کرده و از آنجا به هلند رفته و درخواست پناهندگی نمودند. مادر پانته آ معلم دبیرستان پهلوی سابق (امام فعلی) کرمانشاه واقع در 4 راه دانش سرای سابق (هلال احمر کنونی) بود. عموی پانته آ (خسرو) یکی از تولید کنندگان عمده مشروب در کرمانشاه بود و بیش از 10 مغازه مشروب فروشی در  کرمانشاه داشت. بعد از انقلاب مردم عصبانی با هجوم به مشروب فروشی های او کلیه مغازه های او و هر چه در آن بود را نابود کرده و او را به شدت زخمی کردند. شدت جراحت وی به حدی بود که بعد از سه روز بستری در بیمارستان فوت کرد.

    پانته آ به علت علاقه زیادی که به عموی خود (خسرو) داشت بعد از کشته شدن عمویش، ضربه روحی سختی خورد. به شکلی که بعد از خروج از ایران به مدت 1 سال زیر نظر روان پزشک مورد معالجه قرار گرفت. بعد از خروج از ایران وضعیت روحی خانواده رو به بهبود نهاد. حمایت های فرح پهلوی و همچنین کمک های مالی ایشان جان تازه ای به خانواده پانته آ مدیری داد. البته دارایی های  پدر پانته آ (محسن مدیری) که در بانک های سوئیس و همچنین انگلیس بود و همچنین حمایت های تشکیلاتUFK   نیز باعث شد تا بتوانند خیلی سریع یک خانه مجلل خریده و زندگی خود را در آمستردام هلند از سر بگیرند. البته سفارش های آقای سرتیپ غلام علی اویسی (مسئول کشتار ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ – جمعه سیاه) نیز در این میان بی تاثیر نبود. 

    سرتیپ غلامعلی اویسی بعد ها در ۱۸ بهمن ۱۳۶۲ توسط افراد ناشناس در پاریس به همراه برادرش ترور شد. سابقه کاری پدر پانته آ موجب شد که ابتدا مقدمات پناهندگی  او و خانواده اش بسیار سریع انجام گرفته و پانته آ خیلی زود و بعد از بهبودی تحصیل خود را در مدارس هلند شروع کند. البته برای پانته آ بسیار سخت بود زیرا همزمان هم می بایست زبان یاد بگیرد و هم سر کلاس برود. او خیلی زود مدارج علمی را پشت سر گذاشت و پیشرفت های چشمگیری نیز در زمینه درسی داشت. او همزمان با فضای تشکیلاتی UFA در  هلند آشنا شد. گروهی که بسیار بزرگتر و وسیع تر از تشکیلاتUFK    بود. در واقع تشکیلات UFA  (یهودیان فعال آزاد) یک سرشاخه از تشکیلات گروه های یهودی به شمار می رفت و پانته آ خیلی سریع توانست جای خود را در میان این گروه باز کند. یکی از پروتکل های گروه UFA استفاده از هر وسیله ای برای به نتیجه رساندن تشکیلات بود. زنان بایستی از  تمامی جذابیتهای خود در زمینه نیرو و قدت و شوکت بخشیدن به تشکیلات استفاده نمایند. زنان و دخترانی که بتوانند بیشترین فعالیت را در این زمینه داشته باشند و در پایان هر 6 ماه بیشترین رای را کسب کنند  می توانند به رده  های بالاتر رفته و مشغول به فعالیت شوند. دختران و زنانی که عضو این تشکیلات می شوند تا 5 سال حق ازدواج و حامله شدن را ندارند. پانته آ مدیری طی مدت دو سال توانست مسئول بخش تبلیغات در این گروه شود.

    مسئول بخش تبلیغات شدن لازمه اش این است که یک زن یا دختر بتواند حداقل سه مرتبه به صورت متوالی (18 ماه) روابط مختلفی با اعضای جذب شده برقرار کند بدون اینکه از آنها باردار شود و آنها نیز از این رابطه ناراضی باشند. این رضایت طرف های مقابل بایستی تا اندازه ای باشد که از وی درخواست ازدواج کنند. هر چه تعداد درخواست کنندگان برای ازدواج بیشتر باشد امتیاز و رتبه زن و یا دختر بالاتر خواهد رفت. باردار شدن به منزله حذف از گردونه رقابت به شمار می رود. پانته آ مدیری در سن 22 سالگی با پسری به نام  فرزان آشنا شد. او بعد از مدتی فرزان را جذب تشکیلات UFA  (یهودیان فعال آزاد) کرد. فرزان دانشجوی رشته هنر بود و ترم آخر خود را می گذراند. علاقه فرزان به پانته آ طی مدت 6 ماه به حدی رسید که فرزان دست از نامزد خود "شیرین" (دختر خاله خود در ایران) کشید از رسما از پانته آ خواستگاری کرد. اما فرزان بعد از مدتی متوجه شد که این علاقه حالت رسمی به خود گرفته و برخوردهای پانته آ با او بسیار  مصنوعی و محدود شده است. به همین دلیل به پانته آ مشکوک شده و کارهای او را زیر نظر گرفت. این تعقیب و گریزها و شک فرزان به یقین تبدیل شد. یک روز که پانته آ به همراه فرزان به رستوران رفته بودند بعد از خوردن غذا به پارتی رفتند و یک شب را با هم گذراندند، در نیمه های شب پانته آ به خیال اینکه فرزان خوابیده از رختخواب بیرون آمده و به اتاق کناری در همان هتل می رود. بعد از یک ساعت از اتاق مذکور بیرون آمده و به اتاق بعدی و همین طور تا نزدیکی های صبح ادامه پیدا کرد. فرزان که پانته آ را زیر نظر گرفته بود به شدت از دست پانته آ عصبانی شد. پانته آ در ابتدا از پاسخ به پرسش های مکرر فرزان فرار می کرد اما درنهایت مجبور شد حقایق را برای او آشکار کرده و او را با تشکیلات و اهداف و  پروتکل های تشکیلات UFA  (یهودیان فعال آزاد)  آگاه کند. پانته آ در جواب سئوالهای فرزان جواب داد که رابطه او با فرزان یک رابطه صمیمانه و عاشقانه نبوده و در حد جذب و فعالیت سازمانی بوده است. فرزان تازه متوجه شد که رابطه پانته آ با او در طول این مدت مانند رابطه اش با سایر افرادی بوده است که توسط پانته آ به تشکیلات UFA  جذب شده اند و او دراین مدت فقط یک بازیچه بوده است. مسائل پیش آمده یک ضربه شدید روحی به فرزان وارد کرد به حدی که فرزان پانته آ را تهدید و ضرب و جرح و حتی قتل نمود و از پانته آ و تشکیلات او جدا شد. مدتی گذشت و پانته آ فکرش را نمی کرد که خشم و عصبانیت فرزان از او تا حدی باشد که او را بر آن دارد تا به صورت او اسید بپاشد. سه ماه بعد از جدا شدن فرزان از پانته آ، وقتی پانته آ مدیری برای قدم زدن بین ایستگاه مرکزی شهر و پارک  Vondalpark   رفته بود مورد تعرض فرزان قرار گرفته و از ناحیه پهلو آسیب دید و چند روزی در بیمارستان بستری شد. مریضی او باعث شد که او نتواند در 6 ماهه چهارم فعالیت خود در تشکیلات امتیاز مناسبی را کسب کند و گوی و میدان را به سایر زنان و دختران تشکیلات واگذار کرد. او درسال 1375در سن 25 سالگی در یک آکادمی موسیقی (Henry Purcell) شرکت کرده و توانست خیلی سریع استعداد خود را دراین زمینه محک بزند.


    طولی نکشید که خواننده اوپرا شد. صدای او بسیار عالی بود اما بعد از مدتی به گفته خود پانته آ آینده خود را در این زمینه درخشان ندید و احساس کرد که باید در زمینه های دیگری وارد کار بشود. او در این زمینه می گوید: «صدای من واقعا عالی بود. استاد موسیقی و همچنین استاد آواز من بارها می گفت شما اگر دراین زمینه ادامه بدهی حتما به جاهای عالی خواهی رسید اما هر چه فکر کردم و به قولی آینده نگری کردم دیدم که خواننده بودن نمی تواند زندگی مرا در آینده تامین کند و حتما در آینده آن را رها خواهم کرد به همین دلیل با خودم گفتم کاری را که قرار است در آینده رها کنم از همین الان زمین بگذارم و وقت و فرصتم را درجای دیگر خرج کنم بهتر است.» پانته آ در آکادمی موسیقی (Henry Purcell) با شخصی به نام سیاوش کریمی آشنا شد.  او 3 سال از پانته آ بزرگتر بود و متولد شهرستان بروجرد از توابع استان لرستان  بود. آنها به مدت یک سال با هم دوست بودند و بعد از یک سال از پانته آ خواستگاری کرد اما پانته آ ترجیح داد این رابطه به ازدواج ختم نشود و به صورت یک رابطه دوستانه باقی بماند. این رابطه بعد از آن تا یک سال دیگر  به طول انجامید. با وجود اصرار های سیاوش پانته آ حاضر به ازدواج با سیاوش نشد و سیاوش که نمی توانست به اینگونه روابط ادامه دهد و سخت عاشق فرزند بود در نهایت از  پانته آ جدا شد. و پانته آ هم نتوانست او را جذب تشکیلات کند. پانته آ اما با این موضوع خیلی خوب کنار آمد زیرا هم تفکرات سیاسی سیاوش را خیلی قبول نداشت و هم نمی توانست به این زودی بچه دار شود. پانته آ در این زمینه می گوید: «من و سیاوش در ابتدا رابطه خوبی را با هم شروع کردیم اما رفته رفته کار به جاهای باریک کشیده شد و هر دوی ما به نقطه ای رسیدیم که جز جدایی راهی برایمان نبود به همین دلیل از هم جدا شدیم من خدا را شکر می کنم که جوگیر نشده و از او بچه دار نشدم» پانته آ می گوید: من همیشه شعارم در زندگی این بوده که کار و زندگی باید دارای هدف مشترک باشند یعنی حتی شغل انسان با زندگی اش جور در بیاید» پانته آ مدیری بعد از جدا شدن از سیاوش و در سن 29 سالگی به تحصیل خود ادامه داد و با حمایت های مختلف تشکیلات و همچنین افراد با نفوذ توانست مدرک "فوق لیسانس حقوق بشر" خود را از دانشگاه آمستردام  بگیرد.

    پانته آ در حین تحصیل به گروه های مختلف سیاسی و فرهنگی همکاری می کرد. در نهایت به علت صدای خوب و همچنین آشنایی کامل با زبان انگلیسی و هلندی  به یکی از مسئولین رادیو زمانه معرفی شد. و به عنوان یکی از گویندگان رادیو زمانه در آمستردام هلند کار خود را آغاز کرد.

    رادیو زمانه از ۱۳ مرداد ۱۳۸۵ خورشیدی فعالیتِ خود را آغاز کرد. برنامه‌ها از راه ماهواره و اینترنت پخش می‌شوند. برنامه‌ها دربرگیرنده اخبار و گزارش‌های سیاسی، اجتماعی، فلسفی، ادبی و هنری است. رادیو زمانه در حال حاضر روزانه نود دقیقه برنامه پخش می‌کند. سردبیر این رادیو در حال حاضر، فرید حائرِ‌‌ی‌نژاد، از تهیه کنندگان پیشین در تلویزیون سی.بی.سی در کانادا، و مدیر عامل، آرین د ولف است. همزمان با تاسیس رادیو زمانه پانته آ مدیری به عنوان گوینده رادیو زمانه کار خود را آغاز کرد و بعد از یک سال به عنوان مسئول روابط  عمومی رادیو زمانه انتخاب و منسوب شد. می شود گفت حداقل نیمی از کارکنان این رادیو از اعضای تشکیلات UFA  (یهودیان فعال آزاد)  هستند و برخی نیز از بهائیان مقیم هلندند که با این گروه همکاری داشته و دارند. پانته آ مدیری که حالا 36 ساله شده بود. او از یک طرف طی چند سال توانست افراد زیادی را به تشکیلات معرفی نماید از این جهت کارنامه بسیار درخشانی داشت و از طرفی از لحاظ ظاهر نمی توانست با دختران جوان در تشکیلات UFA  (یهودیان فعال آزاد)   رقابت کند به همین دلیل درخواست پست نظارت بر فعالیت های زنان در تشکیلات UFA  را به مسئول آن داد که بعد از بررسی مورد تایید قرار گرفت. پست سازمانی جدید به وی این امکان را می داد تا بتواند بار دیگر زندگی جدید را تجربه کند. او با گرفتن پست جدید عملا هم ارتقاء رتبه  و هم مجوز ازدواج را با هم گرفته بود به همین دلیل خیلی خوشحال بود. پانته آ در این زمینه می گوید: «روزی که پست نظارت در تشکیلات به من واگذار شد بسیار  خوشحال بودم و در پوست خودم نمی گنجیدم زیرا این پست را بارها و بارها در خواب دیده بودم و فکرش را نمی کردم که یک روز بتوانم به این جایگاه برسم از طرفی رابطه هایی که با افراد مختلف طی سالیان مختلف داشتم به خاطر مسائل کاری و .... هیچ کدام به ازدواج ختم نشد و سن من هم در حال بالا رفتن بود ونیاز داشتم که به زندگی شخصی خودم هم سر و سامان بدهم بنابراین فکر می کنم الان بهترین موقعی بود که این اتفاق افتاد و من این اتفاق را یک جرقه امید در زندگی ام می دانم». پانته آ بعد از مدتی با مهدی جامی آشنا شد.

    "مهدی جامی"، زاده سال ۱۳۳۹، روزنامه‌نگار، وبلاگ نویس، عکاس و فیلم‌ساز ایرانی است. او از آغاز کار رادیو زمانه در ژوئن ۲۰۰۶ تا اکتبر ۲۰۰۸ (آبان ۱۳۸۷) مدیر و سردبیر این رادیو بود و این رادیو را بر اساس ایده روزنامه نگاری شهروندی پایه گذاری کرد. جامی از می ۱۹۹۶ تا می ۲۰۰۶ با بخش فارسی رادیو بی‌بی‌سی همکاری داشت. پیش از آن فعالیت عمده او تدریس زبان و ادبیات فارسی و همکاری با دایره المعارف بزرگ اسلامی بوده است. تجربه های پانته آ در رابطه های مختلف به درد او خورد و توانست با "مهدی جامی" رابطه صمیمانه برقرار کند. این در حالی بود که "مهدی جامی" به تازگی با خانم "فرحناز کریمی" یک رابطه عاشقانه برقرار کرده بودند و این رابطه به ازدواج ختم شده بود.

    فرحناز کریمی زادهٔ ۲۴ آبان ۱۳۳۹ در گروس، کردستان، سیاست‌مدار ایرانی-هلندی عضو حزب سبزهای چپ است که از ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۶ عضو مجلس نمایندگان هلند بود. او از سال ۲۰۰۷ مشاور ارشد برنامه عمران ملل متحد در پروژه SEAL۲ است. فرحناز کریمی پس از انقلاب به سازمان مجاهدین خلق پیوست. با سخت شدن شرایط در ایران برای گروه‌های مخالف او به کردستان عراق مهاجرت کرد. مهاجرت بعدی او از عراق به آلمان بود و او پس از اقامت در اروپا، در مرکز مجاهدین خلق در پاریس به فعالیت پرداخت. کریمی در راه‌اندازی نشریه اینترنتی روز آنلاین و رادیو زمانه نقش داشته است. رابطه پانته آ مدیری با مهدی جامی روز به روز گرم تر و گرم تر شد و مهدی جامی بعد از گذشت مدتی برای اینکه بتواند پانته آ  را مدت زمان بیشتری در رادیو نگه دارد و از با او بودن لذت بیشتری ببرد او را مسئول روابط عمومی رادیو زمانه کرد. اما از آنجایی که همیشه ماه پشت ابر نمی ماند، فرحناز کریمی از رابطه پانته آ مدیری با مهدی جامی آگاه شد. فرحناز از پانته آ و همچنین شوهر خود (مهدی جامی) به پدر پانته آ مدیری (محسن مدیری) شکایت کرده و از او خواست تا جلوی دخترش را بگیرد. او همچنین تهدید کرد که در صورت ادامه پیدا کردن این رابطه از پانته آ و جامی به دادگاه شکایت خواهد کرد. پانته آ مدیری که اوضاع را خراب دید رابطه خود را با مهدی جامی به هم زد. دو ماه بعد پانته آ مدیری متوجه شد که از مهدی جامی حامله است. موضوع را با جامی و پدرش در میان گذاشت اما جامی که حسابی از فرحناز ترسیده بود منکر این بچه شد و ادعا کرد که رابطه او با پانته آ در آن حدی نبوده که منجر به بوجود آمدن بچه بشود. پانته آ جریان را به گوش فرحناز رساند. فرحناز در جلسه ای که پانته آ مدیری و پدرش و همچنین مهدی جامی در آن حضور داشتند به توافق رسیدند که در صورتی که پانته آ بچه را سقط کند او نیز همه چیز را نادیده بگیرد. پانته آ مجبور شد که بچه دو ماهه خود را که هنوز معلوم نشده بود که دختر است یا پسر سقط کند. بعد از آن فرحناز از مهدی جامی طلاق گرفته و با رایزنی هایی که با مسئولین مربوطه انجام داد توانست حکم مدیریت مهدی جامی را در سال 1388 به تعلیق در آورده و او را برکنار کند. جامی در سال ۲۰۱۰ با همکاری جمعی از روزنامه نگاران، روشنفکران و هنرمندان اقدام به راه اندازی بنیاد ایران ندا کرد که هدف اصلی آن راه اندازی تلویزیون مشارکتی ایران ندا است. پانته آ بعد از اینکه رابطه اش با مهدی جامی به هم خورد و بچه خود را سقط کرد دست از پا درازتر و به دستور پدر از آمستردام به لندن برگشت و با سفارش های  پدر در رشته حقوق حقوق اطلاعات و ارتباطات دردانشگاه لندن کارشناسی ارشد خود را گرفت و از منتخبین ممتاز مسابقه دانشگاه آکسفرد انگلیس در رشته "مقایسه ای در سیاست رسانه های جهان " شد.

    او همچنین در کنار ادامه تحصیل اجرای برنامه های ادبی هنری و میزبانی سیاستمداران متعددی در میزگردهای بین المللی و چند زبانی در انگلیس را عهده دار شد. بعد از تمام شدن کالج او به سفارش عده ای از یهودیان لندن که به همراه  بهائیان مسئولیت هدایت و ساپورت تلویزیون بی بی سی را داشتند کار دوبله را در این بخش شروع کرد.  او در کنار این کار عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا)  نیز بود. شورای اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) شاخه ای از تشکیلات UFA بود که مسئول و لیدر آن محسن مدیری (پدر پانته آ) بود. این شورا با کمک های فرح پهلوی و  جمعیت یهودیان و بهائیان ایرانی مقیم لندن تاسیس شد.


    پدر پانته آ مدیری (محسن مدیری) اگر چه به ظاهر اسمش در لیست هیئت رئیسه وجود ندارد اما مهمترین شخص که به دستور فرح پهلوی این شورا را مدیریت و هدایت می کند محسن مدیری است. پانته آ مدیری نیز به همراه پدر در قسمت های مختلف این شورا همکاری می کند وی به همراه مهران براتی، حمید گنه، مریم سطوت، عباس شیرازی، فرزانه عظیمی، رضا فانی یزدی، مهدی فتاپور، مسعود فتحی، عضو هیئت اجرایی شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) است. شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) طبق مصوبه ای که در جلسه 22 فوریه گرفته شد به سه بخش تقسیم شد. هیئت رئیسه شورا : رضا سیاوشی، كبری قاسمی، مهرداد مشایخی هیئت اجرایی : مهران براتی، حمید گنه، مریم سطوت، عباس شیرازی، فرزانه عظیمی، رضا فانی یزدی، مهدی فتاپور، مسعود فتحی، پانته آ مدیری. شورای سیاسی : جمشید اسدی، مریم انصاری، سهیلا بنا، بهروز خلیق، حسن شریعتمداری، كاظم علمداری، حسین علوی، مصطفی مدنی، پروین همتی. در همان جلسه متن استعفای آقایان بهزاد کریمی و عدلان پارسا مطرح گردید و با تشکر از حسن نیت این دوستان پذیرفته شد. سپس شورای هماهنگی (اجا) از دو نفر بعدی یعنی گودرز اقتداری و تهماسب وزیری برای پیوستن به شورا دعوت بعمل آورد. شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) بود درظاهر به مبارزه با جمهوری اسلامی می پرداخت اما پشت پرده مسائل دیگری رقم می خورد. مسائلی چون:   1-      تقویت و حمایت از گروه یهودیان و بهائیان درهمه جای دنیا(به همین دلیل در اساسنامه عضو اتحاد آمده است که هر شهروند ایرانی که اصول مندرج در بیانیه اتحاد جمهوری خواهان ایران  را بپذیرد و مایل به همکاری با اتحاد جمهوری خواهان ایران باشد و حداقل ماهانه ده یورو به عنوان حق عضویت بپردازد، عضو اجا است.   تبصره ـ میزان حق عضویت می تواند برحسب نیاز با تصمیم شورای هماهنگی تغییر نماید. 2-      هر عضو قبل از ورود باید یا یهودی زاده و یا بهائی زاده باشد و درصورتی که شخصی این شرایط را نداشته باشد و بعدها به آیین بهائیت در آمده باشد می بایست 5 برابر حق عضو معمولی را پرداخت نماید و به شورا وکالت دهد که در صورت خروج و یا خیانت به گروه بتواند تمامی اموال و دارایی های او را به اختیار خود خرج کند. 3-      هر  عضو می تواند در هر همایشی که شورا برگزار می کند شرکت کند. 4-      هر  عضو بایستی ماهانه 1 نفر را به شورا معرفی نماید. 5-       همایش سراسری حداکثر دو سال یکبار، با شرکت اعضای«اجا» تشکیل می شود. همایش سراسری عادی و یا فوق العاده به دعوت شورای هماهنگی تشکیل می شود. 6-      کسانی درهمایش حق رای دارند که عضویت آن ها قبل از رسمیت یافتن همایش مورد تائید قرارگرفته باشد. 7-      کلیه کارها  و مسئولیت ها در جامعه امروز و فردای ایران به این اشخاص سپرده خواهد شد. 8-      هر نوع امکانات و به هر اندازه ای در اختیار افراد متخصص از این شورا برای کار و فعالیت در زمینه های مختلف قرار خواهد گرفت تا جامعه یهودیان و بهائیان به راحتی بتوانند گسترده فعالیت های خود را زیاد کرده و دنیا را به تسخیر خود در بیاورند. 9-      این شورا شاخه ای از تشکیلات UFA است و تمامی اهداف و فعالیت ها بایستی در راستای تقویت این تشکیلات صورت پذیرد. 10-   و .... گستره این تشکیلات به اندازه ای است که توانسته مدیریت برخی شبکه های مختلف ماهواره ای و حتی رادیو ها را در خارج از ایران در اختیار خود گیرد.در همین راستا دو نفر از اعضای فعال تشکیلات که البته سابقه کار و فعالیت رسانه ای داشته اند به نام های کیوان عباسی و مرجان عباسی برای تاسیس شبکه ای مستقل انتخاب شدند. نحوه فعالیت و کار این شبکه می بایست با سایر شبکه های هم طراز متفاوت می بود لذا بعد از جلسات مختلف ایده تاسیس شبکه من و تو مطرح شد و در 6 آبان 1389 این شبکه بر روی آنتن رفت.

    تشکیلات مقدمات کار را اعم از هزینه ها،برنامه ها، بخش آرشیو،مکان و ساختمان، تجهیزات و حتی انتخاب مجریان و عوامل و دست اندر کاران را فراهم کرد و شبکه من و تو بعد از 6 ماه تاسیس شد. تمامی گردانندگان شبکه من و تو یا بهائی و یا یهودی هستند. آنها اعلام کردند که امتیاز برنامه بفرمایید شما را  از شرکت انگلیسی خریده اند و کوچکترین اشاره ای به مذهب و عقیده آنها نکردند در حالی که شرکت سازنده این برنامه یهودی بوده و  تشکیلات UFA با یک رایزنی بسیارساده امتیاز آن در اختیار این شبکه قرار داد بدون اینکه کوچکترین هزینه ای خرج شود. خانم گوگوش نیز که مدت هاست که توسط تشکیلات UFA  تطمیع شده بود و خواننده این تشکیلات به حساب می رود به طور رسمی به این تشکیلات و شبکه پیوست. اگر چه خوانندگان دیگری نیز در این گروه کار می کنند و نامشان تا کنون فاش نشده است. طریقه فعالیت این گروه به این شبکه است که در ابتدا با ظاهر عوام فریبانه افراد سیاسی و فرهنگی را جذب کرده و سپس بعد از گذشت مدتی آنها را با شرایط گروه آشنا کرده و در ابتدا آنها را با وعده های مسئولیت های چنین و  چنانی در آینده ایران فریب داده و سپس آنها را به عضویت تشکیلات در آورده و به مرور هر چه دارند و ندارند را به صورت ماهیانه از آنها می گیرند. آقای عدلان پارسا یکی از جدا اعضایی است که از کارهای خیانتکارانه تشکیلات و زیر شاخه آن یعنی شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) مطلع شد و از همکاری با آنها سر باز زد. او همچنین به این کار اکتفا نکرده و یک هفته بعد از استعفا دست به افشاگری علیه تشکیلات مذکور زد. او خیانت هایی که شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) به ملت و مردم ایران انجام داده را به صورت تیتر وار در 20 صفحه A4  منتشر کرده و در اختیار ایرانیان مقیم قرار داد. شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) نیز که از جریان با خبر شده با دست پاچگی نامه استعفای چند خطی آقای عدلان پارسا را به صورت تایپ شده و کاملا جعلی منتشر کرد. و مدعی شد آقای پارسا متن را با حروف لاتین ایمیل نوشته و شورا به جهت سهولت درخواندن برای مقیم به فارسی آن را منتشر كرده است. متن استعفا نامه جعلی اقای عدلان پارسا که توسط شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران منتشر شده به شرح زیر است: «من به دلایل خاصی فعالیت عملی سیاسی خودم را كنار میگذارم و شاید گاهگاهی فقط قلم بزنم، اما بنا به تصمیم قطعی عرصه فعالیت سیاسی را ترك می كنم، به همین دلیل از تمامی فعالیت های سیاسی كه در آنها قرار داشتم خارج شدم و به شما اعلام می كنم كه خروج من را به دلیل "ترك فعالیت عملی سیاسی" به اطلاع دوستان برسانید. چون دلیل خروج من دلیلی خاص نسبت به اتحاد نیست. بنابراین توضیح آن در جلسه ای اضطراری ضرورت ندارد. همكاری با دوستان تجارب ارزنده بسیاری داشت.» موفق و سربلند باشید. ارادتمند شما عدلان پارسا کار اصلی پانته آ مدیری در این شورا فعالیت زنان و هماهنگی آنها در زمینه های مختلف است. جذب و گزینش دختران جوان و نیروهای کار آمد به شورا، دیگر مسئولیت پانته آ مدیری در این شوراست. مرحله بعد تقسیم کار بین افراد گروه و در آخر گزارش گیری به صورت هر 15 روز یکبار از مجموعه فعالیت ها و هزینه های مالی و ... در حال حاضر پانته آ مدیری در شبکه تازه تاسیس من وتو در برنامه های تونل زمان  و اتاق خبر در حال فعالیت است. او در ابتدای تاسیس به شبکه با حسن یا همان سهراب اعتمادی رابطه برقرار کرده و در حال حاضر با او نامزد است. البته رابطه پانته آ مدیری از نوع تشکیلاتی نیست زیرا حسن یا همان سهراب اعتمادی با اینکه یهودی نیست ولی از افرادی است که به صورت غیر مستقیم به تشکیلات کمک می کند و پانته آ اجازه ازدواج با او را به صورت رسمی از تشکیلات گرفته است. علت حضور پانته آ مدیری در برنامه اتاق خبر و اینکه در اکثر اوقات سردبیری و گزینش اخبار به دست او سپرده می شود رابطه او با حسن اعتمادی است. رها اعتمادی از نامزدی پانته آ و پدرش اصلا راضی نیست و میانه خوبی با پانته آ مدیری ندارد به همین دلیل با اینکه مجرد است اما از  پدرش جدا شده و یک زندگی مستقلی را شروع کرده است. پانته آ مدیری اگر چه به ظاهر سردبیری و مجری گری برنامه  اتاق خبر را به عهده دارد اما در باطن کلیه فعالیت های زنان و دختران در شبکه من و تو (که از اعضای شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) هستند) به عهده پانته آ مدیری است و البته این قسمتی از فعالیت های او به شمار می رود.

    خوانندگان عزیز می توانند از طریق نظر دهی در وبلاگ اسامی برخی افراد و گروه های وابسته به این شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) را که شاخه ای از تشکیلات UFA است درخواست دهند تا اسامی در اختیار آنها قرار داده شود.



  • نظرات() 
  • اگر جمهوری اسلامی نباشد تکلیف شبکه های ماهواره ای چه می شود؟!

    اگر جمهوری اسلامی نباشد تکلیف شبکه های ماهواره ای چه می شود؟!

    همان طور که می دانید هر حکومت و تفکری موافق و مخالف خودش را دارد و جمهوری اسلامی ایران نیز از این امر استثنا نیست.

    قدرت های مختلف دنیا از آمریکا و انگلیس گرفته تا ایتالیا و فرانسه و آلمان که در زمان حکومت پهلوی از منابع و منافع ملی ایران نهایت استفاده را می بردند بعد از انقلاب وقتی منافعشان را در خطر دیدند شروع به مخالفت با این حکومت کردند.

    بلوکه کردن اموال و دارایی های ایران، تحمیل جنگ 8 ساله، زدن هواپیمای ایرباس و به خاک و خون کشیدن زنان و کودکان بی گناه ایرانی، 30 سال تحریم علیه مردم ایران، ترور شخصیت های مختلف سیاسی و علمی (آخرین آن ترور دانشمند هسته ای)، نمونه هایی از تلاش های این کشورها برای مقابله با جمهوری اسلامی بوده است.

    این کشورها برای رسیدن به اهداف خود دست به هر کاری زدند و هر کسی را که می خواستند خریدند و با خود همراه کردند تا بتوانند به اهداف خود برسند.

    در این میان برخی از مخالفین جمهوری اسلامی از طرفداران سلطنت پهلوی گرفته تا کمونیست ها و مجاهدین خلق نیز از این فرصت استفاده کرده و  تا توانستند  کشورهای فوق را به اصطلاح تیغ زده و با گرفتن پول ها کلان و امکانات زیاد برای خودشان زندگی درست کرده و به نوایی رسیدند.

    شبکه های ماهواره ای، رادیوها و سایت های مختلف، در همین راستا تاسیس شد و جمعیت کثیری از ایرانیان مقیم آمریکا و انگلیس و ... تحت عنوان کارشناس علوم سیاسی، بدون اینکه کمترین تخصص و آگاهی داشته باشند در این شبکه ها و رسانه ها مشغول به کار شدند.

    هر کس خود را عضو گروه و یا تشکلی معرفی نمود. یکی کمونیست و دیگری دموکرات و مجاهد و ...

    اما همه این گروه ها و تفکرات و احزاب و .... همه بر سر یک موضوع اشتراک داشتند و آن مبارزه با جمهوری اسلامی بود. به همین دلیل تغییر موضع و حزب و ... اصلا مهم نبود فقط چیزی که اهمیت داشت مبارزه با جمهوری اسلامی بود.

    مبارزه ای که در آن زمان به خاطرش پول می دادند (الان هم می دهند).

    این شد که حتی کسانی که رشته شان کشاورزی و صنعت و مکانیکی و ... بود و در طول زندگی شان حتی یک شعار سیاسی هم نداده بودند و اصلا نمی دانستند سیاست با چه سینی نوشته می شود، کارشناس علوم سیاسی و منطقه ای و حتی کارشناس امور خاور میانه و ایران شدند.

    طبیعی بود چون رهبران کشورهای مخالف جمهوری اسلامی حاضر بودند برای این مبارزه پول خرج کنند.

    این شد که مردم ایران به یکباره با افراد زیادی مواجه شدند که یک شبه ره صد ساله را طی کرده و تحت عنوان کارشناس و ... برای آنها نسخه می پیچیدند و در امور مهم زندگی و سیاسی و ... تصمیم گیری می گرفتند.

    این به اصطلاح کارشناسان نیز توانسته بودند هزینه و مخارج زندگی خود و زن و بچه شان را از این راه تامین کنند.

    ملاک این افراد در مبارزه، مخالفت با جمهوری اسلامی بود نه چیز دیگری. به همین دلیل گاهی تجزیه طلب می شدند و گاهی طرفدار مجاهد و گاهی هم توده ای و البته گاهی هم مسلمان

    این افراد در منطق ما ایرانی ها، وطن فروش و نان به نرخ روز خور معرفی می شوند. اما در منطق آنها اینگونه انسان ها آزاد اندیش و مبارز معرفی می شوند.

    آنها می گویند نظر هر کس برای خودش محترم است. دنبال حق و باطل هم نیستند. اصلا مهم نیست چه کسی حق می گوید و چه کسی باطل. می گویند هر کس نظری دارد.

    اما در منطق ما ایرانی ها یک حقیقتی وجود دارد و باطلی.  و هر حرکتی، باید بر اساس حق و باطل سنجیده شود.

    گاهی سکوت لازم است و گاهی فریاد. گاهی سکوت بد است و گاهی خوب. ملاک این خوب و یا بد بودن هم حق و باطل تعیین می کند.

    در منطق ما پایبندی به اصول منطقی و صحیح و یک رنگ بودن از مهمترین امور است. اما در منطق اینها نه تنها هزار چهره بودن اشکالی ندارد بلکه از مهمترین اصول، تامین زندگی  شخصی و گذراندن زندگی خود است.

    مردم عزیز ایران ما در  8 سال دفاع مقدس از مال و جان و زن و بچه شان گذشتند تا دیگران بمانند. تا یک وجب از خاک ایران عزیز ما به دست دشمن نیفتد.تا دشمن رو سیاه شود و تا....  اما اینها حاضرند برای تامین زندگی خود دشمن این مرز و بوم را شاد کنند. قید مردم و هم وطن های خود را بزنند و این مردم را به خاک و خون بکشند.

    آری آنها هر کاری می کنند و به هر رنگی در می آیند.

    برای تغییر چهره و رنگ این افراد شاهد مثال هایی برای شما عرض می کنم که در خور توجه است.

    کیوان  عباسی به همراه همسرش مرجان عباسی

    تفکرات قبلی ایشان: سلطنت طلب و مخالف سر سخت دولت و کشور انگلیس. آنها همیشه انگلیس را روباه پیر معرفی می کردند.

    تفکرات فعلی ایشان: طرفدار و حامی دولت و کشور انگلیس به شکلی که به این کشور سفر کرده و در آنجا زندگی می کنند و حتی کار به جایی رسیده که حاضر شدند مدیریت شبکه من و تو را که بودجه آن توسط دولت انگلیس تامین می شود، بپزیند. جالب است بدانید این شبکه معترضین دولت انگلیس را یک مشت جانی و آشوبگر معرفی کرد.

    حسین فرجی

    تفکرات قبلی ایشان: روحانیون حاکم بر ایران توسط انگلیس و بی بی سی روی کار آمدند و هرکس با انگلیس همکاری کند خائن به ملت است. کشور انگلیس خائن ترین کشور دنیاست و مردم ایران ازهیچ کشوری به اندازه انگلیس تنفر نخواهند داشت.

    تکفرات فعلی ایشان: حامی دولت و کشور انگلیس. وی در حال حاضر یکی از دوبلر های شبکه من و تو است که بودجه آن توسط دولت انگلیس تامین می شود.

    حسن اعتمادی (سهراب اعتمادی سابق)

    تفکرات قبلی ایشان:

    کارشناس شبکه تجزیه طلب کرد زبان آسوست.وی سالیان سال سنگ تجزیه کردها و آذری ها از ایران را به سینه می زد و یکی از طرفداران حمله نظامی آمریکا علیه ایران

    تفکرات فعلی ایشان: آزاد اندیش طرفدار جنبش سبز و آقای موسوی و به دنبال اتحاد بین اپوزیسیون خارج نشین است.وی درحال حاضر سردبیری اتاق خبر شبکه من و تو را بر عهده دارد.

    نسرین احمدیان

    تفکرات قبلی ایشان: وی روان پزشک و از مجریان شبکه پن تی وی بود.

    تفکرات فعلی ایشان: حامی کمپین های برابری حقوق زن و مرد و مبارزه با به اصطلاح مرد سالاری در ایران است. وی در حال حاضر هم در شبکه پن برنامه اجرا می کند و  هم دوبلر مستندهای من و تو را بر عهده دارد.

    امید خلیلی تجریشی

    تفکرات قبلی ایشان: مسلمان و طرفدار مجاهدین خلق. شاخه فدائیان مسعود و از دوستان صمیمی امیر  عباس فخر آور .

    تکفرات فعلی ایشان: جدا شده از سازمان و مخالف مجاهدین خلق است. وی در حال حاضر مجری چند برنامه در شبکه من و تو است. جالب توجه اینکه شبکه من و تو با مجاهدین خلق به شدت کارد و پنیر هستند.

    شهرام همایون

    تفکرات قبلی ایشان: سلطنت طلب و حامی رضا پهلوی و حکومت پادشاهی و از حامیان و طرفداران مجاهدین خلق در آمریکا (اولین شخصی که برای مجاهدین در لس آنجلس همایش برگزار کرد شهرام همایون بود)

    تفکرات  فعلی ایشان: مخالف شدید مجاهدین خلق و حکومت پادشاهی و موسس جنبش ما هستیم

    و .....

    حال سئوال اینجاست اگر روزی کشورهایی که دشمن جمهوری اسلامی هستند به خواسته خود برسند و جمهوری اسلامی را برکنار کنند چه اتفاقی رخ خواهد داد؟

    آیا به همان اندازه ای که رهبران این کشورها شاد می شوند، مدیران، مجریان و کارشناسان این شبکه ها، رادیوها و سایت های مخالف جمهوری اسلامی هم شاد می شوند؟

    اگر روزی جمهوری اسلامی نباشد چه اتفاقی می افتد؟

    زندگی این افراد چگونه تامین خواهد شد؟

    شما خودتان را جای این افراد بگذارید. این افراد یک عمر به بهانه مخالفت با جمهوری اسلامی زندگی خود را سر و سامان داده و به نوایی رسیده اند.

    یک عمر برچسب کارشناس و دکتر و ... به خود زده و برای ایرانیان نسخه پیچیده اند. حالا اگر جمهوری اسلامی بر کنار شود چکار خواهند کرد؟

    اولین چیزی که به ذهن خطور می کند این است: اینها که هیچ تخصصی ندارند پس زندگی شان چگونه تامین کنند؟

    حال با این توصیف به نظر شما این افرادی که زندگیشان وابسته به این شبکه هاست، دوست دارند یک روزی جمهوری اسلامی نباشد؟

    از طرف دیگر در صورتی که جمهوری اسلامی برکنار شود رهبران کشورهای مخالف با این افراد چگونه برخورد خواهند کرد؟

    شما فکر می کنید رهبران این کشورها به کسانی که برای تامین زندگی شخصی خود حاضر شده اند به مردم کشور خود خیانت کنند مدال افتخار خواهند داد؟

    چه تضمینی وجود خواهد داشت که این افراد به رهبران این کشورها نیز خیانت نکنند؟

    حال سئوال اساسی اینجاست که رهبران کشورهای مخالف طبق چه تفکر و منطقی به این افراد اطمینان می کنند؟ و از طرفی فکر می کنید این افراد با چه منطق و تفکری به مردم ایران خیانت می کنند؟

    منتظر نظرات شما عزیزان هستم



  • نظرات() 


    • کل صفحات:3  
    • 1
    • 2
    • 3
    •